تبليغاتX
خاک وخون

خاک وخون

"آموزگاران در بند مشق آزادگي ديكته مي كنند"

روزگار غريبي است نازين ،

 

 در پشت ديوارهاي سياهي ، بنديان آموزگاران رادر بند مي كنند تا فرزندان اين آب و خاك بياموزند كه روي خوش نخواهند ديد اگر بخواهند همچو پدران خويش شوريده سر باشند و سركش !به بيداد و ستم.

 و حلاج خواهند شد بر سر دار و بانگ انالحق شان نيز ديگر شنيداري در اين وادي پر از دروغ و ريا جايي نخواهد داشت .

 

چون در هنگامه اي كه حقوق بشر  نيز مي تواند نردبان پيشرفت قشري منفعت طلب باشد، حمايت از آموزگاران اگر آب و نان و شهرت و جايزه نداشته باشد به هيچ نمي ارزد مگر براي ثبت در تاريخ پر از بيداد اين كهن خاك اهورايي ،كه من نمي دانم چرا هميشه تاريخ سايه اهريمن برآن مستولي بوده و باز ما گفته ايم و مي گويم و خواهيم گفت كهن خاك اهورايي؟

.......

 

نسل من نسل پرورش يافته در برزخ ،شناخت هويت و سرگشتگي بين دو فرهنگ شاه و شيخ ،جنگ و يورش دشمن خارجي و انديشه  سياه و سفيد حاكم بر جامعه بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 11:34  توسط بامداد  | 

از دگرگونی تا سرنگونی

سالهاست که بحث در باره ی بوجود آوردن شرایط دگرگونی نظام ولایت فقیه از درون حاکمیت و یا تلاش برای سرنگون ساختن آن و در انداختن طرحی نو، به یکی از گفتمان های اصلی اپوزیسیون، بویژه درخارج از کشور تبدیل گشته است. گذشته از اینکه آیا این گزینه ها در توان اپوزیسیون هست یا نه، روندی که این گفتمان پیموده است نشانگر تغییر و تکامل در تفکری است، که با گستردن پرو بال خود میتواند به اندیشه ی غالب تبدیل شده و به مبارزات مدنی و سیاسی شتاب و نیروی بیشتری ببخشد.
پرسشی که همه ی کنش گران سیاسی از خود باید بکنند این است که، آیا رفتار و ساختار جمهوری اسلامی جایی برای اصلاح طلبی باقی میگذارد و یا اینکه تنها چاره را در تحول خواهی و دگرگونی طلبی باید جست؟ آیا بافت جمهوری اسلامی که تار و پودش به ولایت مطلقه ی فقیه دوخته شده، و نه مردم بلکه نیروهای آسمانی را سرچشمه ی قدرت خود میداند، فرصت ایجاد جامعه ی مدنی که حلقه ی گمشده ی برپایی حکومت قانون است را به مردم میدهد و آیا این نظام اصولا ظرفیت پذیرش یک جامعه ی مبتنی بر قانون و اراده ی مردم را دارد یا خیر؟
به گمان من اگر تکلیف خود را با پرسش های مطرح شده روشن کنیم خیلی زودتر به پاسخی در خور خواهیم رسید.
نگاهی به گذشته ی جمهوری اسلامی و افت و خیز های آن، کمترین شک و تردیدی باقی نمیگذارد که جمهوری اسلامی به دلایل ساختاری، توانایی همگام شدن با آهنگ تند تغییرات جامعه ی ایران را ندارد و تا این قانون اساسی و این ولایت فقیه و این شورای نگهبان و مجلس خبرگان وجود دارد، بحث ایجاد تغییرات و اصلاحات راه گشا و بحث حکومت قانون رنج بیهوده است و سعی بی فایده. تا زمانی که ولی فقیه ا ی وجود دارد که در کیوان شوکتی و قدر قدرتی بودن گوی سبقت را از تمام پادشاهان خود کامه ربوده، چشم امید دوختن به اصلاح طلبانی که میلی به خروج از چارچوب هایی که نظام و آنها را سی سال است بر سر قدرت و یا دست کم در کنار قدرت نگاه داشته است ندارند، دور باطل است و تنها تکرار زهر خند تاریخ را در پی خواهد داشت.
پیوسته بیاد داشته باشیم که جمهوری اسلامی هیچگاه نظامی مردمی و ملی نبود که به بیراهه رفته باشد، بلکه ساختاری ایلی و قبیله ای همچون قاجار داشت و دارد که هیچگاه توانایی آن را نداشته تا با نگاهی فراگیر و ملی به منافع و مصالح ایران بنگرد. کاربدستان جمهوری اسلامی هنوز هم در مصاحبه ها یشان چه در خارج و چه در داخل در دهانشان نام ایران نمیگردد و همواره خود را نماینده ی"جمهوری اسلامی" میدانند نه ایران.همچنین سالهاست که منافع و مصالح "نظام" جای منافع و مصالح "ملی" را گرفته است. از نظامی با چنین نگرش واپسمانده ی قبیله ای هیچگاه نمیتوان انتظاراصلاحات از درون، التزام عملی به اصل گردش قدرت و رعایت حقوق شهروندی دیگران را داشت. حکومت جمهوری اسلامی هیچگاه قادر نخواهد بود آن آزادی، سر بلندی و رفاهی را به مردم عرضه کند، که یک حکومت ملی و مردمی فارغ از هر گونه ایدئولوژی مذهبی و سیاسی که ایرانیان را رها از تیره، مذهب و اندیشه مشمول حقوق شهروندی بداند، قادر به عرضه کردنش است، چرا که همیشه مردم بازنده ی اصلی حکومتی هستند که خود را در خدمت یک مذهب یا ایدئولوژی میداند، و نه در خدمت مردم.
جمهوری اسلامی با بستن تمام راه های مسالمت آمیزبرای ایجاد تحول و دگرگونی، عملا راه دیگری را باقی نگذاشته است. جمهوری اسلامی نشان داده است که استعداد چندانی در آموختن از گذشته ندارد و در تقابل با مردم راهی جز به کار گیری زور و خشونت نمی شناسد. حاکمان شوکت بیست روزه ی خود را به رخ چنار دویست ساله میکشند.
با توجه به خسارت های کم و بیش جبران ناپذیری که حاکمان جمهوری اسلامی به منافع ملی کشور در حوزه سیاست خارجی وارد کرده اند، و با توجه به سایه ی یورش احتمالی که بر سر ایران سنگینی میکند، ضرورت شتاب بخشیدن به مبارزات و همسو کردن نیروها بیش از پیش آشکار میشود.
نا امنی سیاسی و حقوقی، درگیری پیوسته ی نظام با جامعه مدنی، اقتصاد از پا افتاده ی معتاد به دلارهای نفتی و ورشکستگی ایدئولوژیک حکومت اسلامی، سرانجام جامعه را به نقطه ی جوش بازگشت ناپذیر خواهد رساند.
درک و آگاهی که در طی سال های گذشته در ضمیر ایرانیان از بن بست ولایت فقیه تکوین یافته، حد اقل هایی را برای برونرفت از این برزخ تعریف کرده، که در این حد اقل ها دیگر به تغییر رفتار و رفتن این و آمدن آن اکتفا نمی شود.
در اینکه مردم چه راهی را برای مقابله با حکومت اسلامی بر خواهند گزید، آینده پاسخگو خواهد بود.

رضا عزیزی نژاد

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 13:30  توسط بامداد  | 

مملكت قحط الرجال

پور محمدي وزير كشور محبوب اصولگرايان به دليل مخالفت با سياستهاي احمدي نژاد و هزار و يك دليل پيدا و پنهان بركنار مي شود.

مهمترين وزارت خانه كشور مدتها بدون وزير شب را به روز مي رساند تا فرجي حاصل مي شود و آقاي دكتر !؟ كردان كشف مي شوند.

پيشينه ايشان براي بسياري كه در اين مملكت زيست نموده اند همانند مديران ديگر گنگ و همراه با ابهامات بسيار است اما مي گويند او مديري انقلابي است.

دكتر!؟ كردان، از مجلس اسلامي با هزار و يك لابي راي اعتماد مي گيرد .

سايت الف رسانه آقاي توكلي يكي ديگر از اصول گريان مدرك دكتري آقاي كردان را جعلي مي داند.

دانشگاه آكسفورد صدور مدرك براي كردان را تكذيب و اصل مدرك را با صدور بيانيه اي در سايت رسمي اين دانشگاه جعلي مي داند.

آقاي احمدي نژاد اساسا مدارك تحصيلي را كاغذ پاره مي داند و همچنان به دكتر بودن خويش افتخار مي كند.

وزير علوم مسئول تحقيق در رابطه با ارزشيابي مدرك آقاي وزير كشور دولت اصولگرا مي شودو طي مصاحبه اي اين مدرك را فاقد ارزش علمي و حتا بررسي عنوان مي دارد.

رئيس دانشگاه آزاد تمام موارد مطرح شده از سوي كردان در رابطه با عضو هيئت علمي بودن و داشتن مدرك كارشناسي و كارشناسي ارشد از سوي و.زير كشور را دروغ مي داند.

سندي در رابطه با پرونده اخلاقي وزير كشور در پيش از انقلاب بر روي سايتها منشر مي شود .

هنوز هيچ كس هيچ چيز را در اينجا تكذيب نكرده است.

اختلاف ودرگيري در مجلس هشتم اسلامي در همين رابطه بالا مي گيرد.

قرارداد كرسنت و حضور وزير كشور در تيم مذاكره كننده آن مورد بحث قرار مي گيرد.

تباني و فساد مالي در اين قرار داد افشاء مي شود.

كردان از تيم مذاكره كننده در اين قرار داد كنار گذاشته مي شود.

كردان اما همچنان وزير كشور است.

در اينجا زياد مهم نيست كه چقدر وقت حقوق بگيران و مديران و نمايندگان كه از كيسه بيت المال ارتزاق وبراي دفاع از حقوق ملت ايران  بر آن كرسي منتصب شده اند صرف پديده كردان مي شود.

مهم اين است كردان انسان متعهد در اين مملكت قحط الرجال است.و تعهد بر تخصص ارجح است .

اما هنوز يك پرسش اساسي باقي مي ماند تعهد به چه ؟به كه ؟

زر و زور و تزوير

دين و اخلاقيات هم در اينجا به مسلخ" مصلحت" برده مي شود تعهد را هم مي توان بي خيال شد ،مصلحت را عشق است.

 

پاينده ايران

اشكان رضوي

تهران27 شهريور

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 13:39  توسط بامداد  | 

هشدار به ايرانيان

پشتیبانی از تازش روسیه به گرجستان، گفتگو های امنیتی مقامات در استانبول، پرونده هسته ای ایران در راهروهای شورای امنیت، ادعاهای امارات متحده عربی و اتحادیه عرب نسبت به جزیره های سه گانه ایرانی در خلیج فارس، پیمان های سه جانبه و دو جانبه کشور های حاشیه دریای مازندران و خطر حمله نظامی به تاسیسات اتمی و نظامی ایران، همگی دستاوردهای سیاستهای غلط و نابخزدانه و به زیان ملت ایران بوده و حتا امکان رساندن آسیب های فراوان دیگری از جمله از هم پاشیدگی میهن ما را در بر دارد.


سردمداران حکومت دانسته و فقط در راستای سودهای شخصی و جناحی و بقای خود، کشور ما را به سوی پرتگاهی عظیم هدایت می نمایند. با توجه به اين خطرات زودهنگام و جبران ناشدنی که ملت و میهن ما را تهدید می کند، ما از حکومتگران می خواهیم تا بیدار شوند و به دیدگاه های ما که بر پایه منافع ملی دراز مدت ایران بیان شده، عمل نمایند. ما از ملت بزرگ ایران هم می خواهیم تا نسبت به سرنوشت خود احساس مسئولیت بیشتری نمایند که زمان بازگشت به عقلانیت با سرعت در حال از دست رفتن است و نباید دست روی دست گذاشت و منتظر سرنوشت شد.


1 – روسیه دوست استراتژیک ایران نيست و سه سده تجاوز به خاک ایران، بی ثبات کردن دولت های ملی کشور، و بی اعتنایی به تعهدات از جمله نسبت به حقوق ایران در دریای مازندران و سرانجام خودداری از راه اندازی نیروگاههای بوشهر، که پس از 17 سال کاری یک ساله را انجام نداده اند، گواه این مدعا می باشد.


2 – حوزه تمدن و فرهنگ ایرانی، که یک واقعیت تاریخی و فرهنگی می باشد، بایستی در دید راهبردی ما در منطقه قرار داشته باشد. ما باید همه ی مردم و کشورهای واقع در این حوزه فرهنگی را دوستان استراتژیک خود بشماریم و در معادلات سیاسی این دیدگاه را بگنجانیم.


3-کردها يکی از اجزای تفکيک ناپذير اين حوزه تمدنی می باشند و هر جا که باشند ايرانی به شمار می آيند و ما هرگز نبايد بر عليه منافع آنان با ديگران متحد شويم.

 

 4– گرجستان نيز يکی ديگر از شاخه های این حوزه تمدنی می باشد. تجاوز روسیه به این حوزه یادآور تجاوز روس ها در سده های گذشته به ايران و تحميل عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای می باشد و باید هميشه اين موضوع را در نظر داشته باشيم.


5 – ما با هیچ کشوری در جهان دشمن نیستیم و این دشمن سازی قدرت بدستان را نباید به حساب مردم ایران گذاشت، زیرا این نیرنگی برای فریب ایرانیان از سوی قدرتمداران می باشد. ملت ایران همه ملتها و کشورهای جهان را به یک چشم می نگرد و خواهان دوستی با همه آنان می باشد. ما خواهان روابط دوستانه، سیاسی و اقتصادی با همه ملت ها، از جمله امریکایی ها، روس ها، عرب ها و اسرایيلی ها می باشيم. ما اختلافات میان دولتها را به حساب مردم نمی گذاریم.


6 – سیاست دشمن تراشی قدرت بدستان باعث از بین رفتن فرصتها و منافع ملی ما در دریای مازندران، خلیج پارس، صنعت نفت و انرژی و اختلافات درونمرزی برخاسته از خودکامگی، تبعيض و ستمگری شده و درهم ریختگی و سقوط اقتصادی، سقوط ارزشهای اخلاقی و عقب افتادگی کشور را در همه زمینه ها در پی داشته است. ما اداره کنندگان کنونی کشور را شایسته مسئولیت هایشان نمی دانیم و خواهان تغییر بنیادین در سیاست اداره کشور هستیم.

ما امضاء کنندگان، با هشدار به مردم ايران و توجه آنان به نکته های بالا، می گوییم که ادامه این سیاست ها بوسيله سردمداران، زیانهای تاریخی و جبران ناپذیری را برای ما، از جمله آسیب های وحشت انگیزی به استقلال و تمامیت سرزمینی ما در پی خواهد داشت. ما اعلان می کنیم که ما اين اشتباه ها را به حساب اشتباه حکومت گران نمی گذاریم، بلکه آنان دانسته کشور را به سوی این پرتگاه دهشتناک رهنمون می سازند. آنان مسئول هستند و باید در آینده در پیشگاه ملت ایران و آزاد انديشان جهان پاسخگو باشند .

اديب برومند، مهندس عباس امير انتظام، بانو دکتر لقا اردلان، بانو الهه امير انتظام، بانو فرشيد افشار، دکتر محمد صالح ابراهیمی، علیرضا افشاری، امیررضا امیر بختیار، مهدی الیاسی، پیمان اسد زاده، مهندس محمد اويسی، بانو گل پونه آذر، بهرام آبتين، دکتر داود هرميداس باوند، بانو سمیرا باوند، مهندس مرتضي بديعي، دکتر جهانشاه برومند، مقداد بریمانی،منصور بدری، تيرداد بنکدار، محمد بهمنی قاجار ، خسرو بهمنی قاجار ، سرلشکر بازنشسته دکتر نصرت اله بختور تاش، دکتر چنگيز پهلوان، بانو گيتي پورفاضل، ابولحسن پازوکي، محمد رضا تبریزی شیرازی، سرهنگ بازنشسته نصرالله توکلي، بیژن تلیانی، بيژن جانفشان، بانو دکتر بهيه جيلانی، عيسي خان حاتمي، دکتر علي حاج قاسمعلي، مهندس مسعود حاتمی میلانلو، مهدی حجت، علی حيدری، مهندس هوشنگ خير انديش، مهندس حميدرضا خادم، دکتر محمد علی دادخواه، دکتر پرويز دبيري، جمال درودي، مهندس آرش رحماني، بهرام رحمانی وحيد، دکتر علي رشيدي، جواد رضایی، دکتر محسن رهامي، فرهاد رهبری ،بانو دکتر فاطمه رحمانی، مهندس اشکان رضوي، دکتر جهانگیر رضوی، حسين زند، مهندس کورش زعيم، شهرام زعفرانلو، شاهین زینعلی، دکتر احمد ساعي، مهرداد سید عسگری، خسرو سیف، مهندس سیروس سرهنگی، بانو دکتر شکوفه سمیع زاده ، دکترشاهين سپنتا، بانو توران شهرياري، مهندس حسین شاه اويسی، مهندس مجيد ضيايي، يوسف فلاح، دکتر محسن فرشاد، سرلشکر بازنشسته ناصر فربد، اسماعيل فراهانی، رضا قبادی ،حسین قنبری، دکتر باقر قديري اصلي، غلامرضا کاظم زاده، بانو فرخ مهر کیوان، دکتر عليقلي محمودي بختياري،جهانگیر محمودی، اسماعيل مفتی زاده، بانوفريده مولوی، هرمز مميزي، دکتر حسین مجتهدی، دکتر فیروز منصوری، دکتر محمد ملکي، مهندس حميدرضا مسيبيان، مهندس علي اکبر معين فر، بابک مغازه ای، غلامحسین مظلومی عقیلی، بانو پريچهر مبشري، دکترعلي اکبر نقي پور، حسین نوروزی، مهندس حسین نجاتی، دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوي، مهرگان وثوق، بانو سیما هدایت، پیمان هیهاتی، مهندس حبيب يکتا.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 10:39  توسط بامداد  | 

امضاء اشخاص حرمت دارد

ديروز يكشنبه 24 شهريور مطالبي در رسانها منشر شد مبني بر صدور"بيانيه  1340 فعال مدني و سياسي در محكوميت فضا سازي هاي محافل تماميت خواه،عليه شيرين عبادي.

 

بنده با تمام احترامي كه براي بانو عبادي قائل هستم نتوانستم اين پارداوكس را براي خودم توجيه كنم كه چگونه مي شود سخن از آزادي و احترام به انسانها نمود اما بديهي ترين حقوق يك شخص را ناديده گرفت.

 

متاسفانه چنديست كه در داخل ايران مرسوم شده كه عده اي هر از چند گاهي با توجه به شرايط موجود در كشور بيانيه اي با نامهاي اشخاص سياسي،اجتماعي و مدني صادر كنند در محكوميت ، له و يا عليه.

 اما اين عزيزان اين نكته را در نظر نمي گيرند كه امضاء اشخاص يك شاخصه حقيقي و حقوقي بوده و نياز به كسب تكليف از صاحب امضاء براي گذاردن نامش در ذيل هر بيانيه يا آگاهي نا مه اي دارد و اين سنت ناننوشته كه عده اي هر چند از روي خير خواهي و انسان دوستي به خود اين اجازه را بدهند كه از روي ليستي آماده از نام فعالان سياسي و اجتماعي اين امضاء ها را پاي هر بيانيه اي بگذارند كاريست بس مذموم و زشت هر چند كه گاهي با مرور بر اين نامها پي خواهيم برد كه اساسا بعضي از اين اشخاص وجود خارجي نداشته و يا حتا در سنين كودكي و نوجواني مي باشند و اين جداي از اين است كه اكثرا از درج نام خود در بيانيه هايي اين چنيني آگاه نمي باشند و شايد از طريق دوستان مطلع شده و يا اينكه مدتها بعد از صدور اين نامه ها از وجود نام خود بر پاي آن آگاه و گاه شگفت زده شوند.

همانطور كه اشاره شد ،بانو شيرين عبادي يكي از سرمايه هاي با ارزش اين كشور آنهم در شرايط بسيار حساس و ناگوار حقوق بشر در ايران مي باشند ودر اين رابطه باور دارم كه خود ايشان نيز از چنين روندي ناخرسند بوده و از جايگاه حقوقي نيز به شرايط اين پديده زشت آگاه مي باشند اما دوستان و خير خواهان حواشي ايشان چرا شرايطي را پيش مي آورند كه اين استباط بوجود آيد كه هر چيزي در اين مملكت مي تواند ابزار واقع شود حتا حقوق بشر  و افراد.

با اين ديد در همين نامه افراد بسياري هستند كه ناخرسندي چنين كاري را در يكي دو روز اخير اعلام داشته اند و اگر نيز به صورت رسمي اعلان ننموده اند صرفا به خاطر احترامي بوده كه براي بانو شيرين عبادي قائل بوده اند نا چيز ديگرو بسيار پسنديده خواهد بود تا ما اگر سخن از دموكراسي و آزادي مي گويم به موئلفه هاي اساسي آن كه حقوق افراد است نيز احترام گذاشته و خود را وكيل و نماينده اشخاص ندانيم.چه بسا اگر در همين زمينه تماسي با نامهاي افراد به اصطلاح امضاء كننده گرفته مي شود هم جنبه اخلاقي امر و رعايت حقوق افراد حفظ مي شد و هم اينكه اين افراد در فرداي طرح هر پرسشي در اين خصوص از جايگاه يك فرد مطلع و آگاه و امضاء كننده اين بيانيه بهتر مي توانست به دفاع بپردازد. نه اكنون كه بعد از صدور متن فوق و ديدن نامهايشان در زير چنين بيانيه اي علارقم همه ارادتمندي به ايشان ممكن است از اين عمل چندان خرسند نباشد.

 

اميدواريم كه ياران با بينش و خرد ورزي با مسائل اينچنيني بر خورد نموده تا دستاويزي براي بد خواهان فراهم نيايد.

 

پاينده ايران  

اشكان رضوي

25شهريور 1387

تهران

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 12:50  توسط بامداد  | 

شمشیر های زنگ زده سربازان فراموش شده ژاپنی و دوستان آقای بهگر

در پاسخ به یادداشت هفته گذشته ده ها ایمیل دریافت کردیم که تماما در تایید نوشته در دفاع از امیر انتظام بود غیر از ۲ ایمیل.یکی از طرف سلطنت طلبی به نام جاوید ایران بود که خارج انتظار نبود .


اما ایمیل دیگری از سوی آقایی به نام بهگر دریافت شد که من شخصا ایشان را نمی شناسم ولی هر از گاهی نامه هایی به نام "هپلی " از ایشان دریافت میکنم که حاوی طنز سیاسی است و همچنین مقاله ای به نام "هواداری از سلطنت به بهانه تعریف از دشتی برای بدگویی به مصدق ؟" از ایشان دریافت کردیم که در سایت خبرگزاری جبهه ملی منتشر شد. اما اخيرا نامه ای از ايشان دريافت کرده ايم تحت عنوان «پاسخ به شخصی به نام بيژن مهر» که متاسفانه در تمام سطرهای آن، منهای يکی دو سطر، مطالبی غير واقعی مطرح شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 10:57  توسط بامداد  | 

سومين گردهمايی سراسری جمهوری خواهان دمکرات و لائيک ايران، ۱۹ تا ۲۱ سپتامبر در بروکسل، بلژيک

جمهوری خواهان دمکرات و لائيک به منظور ارائه آخرينگزارش ها در باره گردهمايی سراسری سوم، نام نويسی و رزرو جا و همچنين رايزنی درباره آئين نامه و طرح های پيشنهادی در مورد ساختار جنبشی جمهوری خواهان دمکرات و لائيک کنفرانس پالتاکی در روز ۱۴ سپتامبر از ساعت ۱۸ تا ۲۱ برگزار ميکند. مدت زمان تعيين شده برای هريک از مضامين يک ساعت خواهد بود.
برای اطلاع از مضامين مباحث مربوط به گردهمايی سوم و اطلاعات دقيقتر مربوط به چگونگی نام نويسی و رزرو جا به سايت ندای آزادی مراجعه کنيد. www.tabja.com .
نظرات و پيشنهادات و مقالات خود را به آدرس : info.nedayeazadi@gmail.com ارسال کنيد.

شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائيک ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۸

Address: Iran Jonbesh Jomhouri Khahan Democrat va Laeek
www.paltalk.com >Middle East > Iran


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 10:36  توسط بامداد  | 

هزینه تخريب فرهنگ و تاريخ ايران از جیب ملت پرداخت می شود

 مهندس کورش زعيم

به بهانه سالگرد کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

هنگامی که کمیته بین المللی نجات پاسارگاد، چهار سال پیش بنیانگذاری شد، وظیفه پاسداری از میراث تاریخی و فرهنگی ما، بویژه در دشت پاسارگاد، در چارچوب تعریف ساده ای می گنجید: سد سیوند به آثار باستانی تنگه بلاغی و آرامگاه کورش آسیب می رساند. و این بر نگرانی های همیشگی ما در طی سی سال گذشته که غارت آثار باستانی زیر خاک، دزدی عتیقه و اشیاء باستانی از موزه ها و جایگاه های کاوشگری، اجرای طرحهای عمرانی در جایگاه های آثار باستانی، تخریب محیط زیست، جنگل ها و اکو سیستم طبیعی، و بطور کلی اهمال و بی اعتنایی سازمان های حفاظت محیط زیست و میراث فرهنگی به انجام وظیفه خود افزوده شده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 10:34  توسط بامداد  | 

اولین قربانی پروژه اسب تروا

منوچهر صالحی در دادگاه برلین محکوم شد

خبر گزاری جبهه ملی ایران: دادگاه ایالتی برلین منوچهر صالحی یکی از آتش بیاران معرکه دعواهای جبهه ملی را که با نوشتن مقاله «جبهه ملی و اسب ترویا» ٬ تهمت هایی به آزادیخواهان در ایران و نویسندگان و کسانی را که در خط فکری خود در خارج نمی دید زده بود , بعنوان مفتری محکوم کرد . در پی شکایت حمید شوکت از آقای صالحی به خاطر افترای گرفتن پول از موساد و سیا برای نوشتن کتاب « در تیررس حادثه»، دادگاه ایالتی برلین با ابلاغ دستور موقتی اعلام کرد که آقای منوچهر صالحی از این پس حق تکرار چنین اتهامی را ندارد. نامبرده در صورت تخلف از دستور موقت دادگاه، به جریمه ی نقدی تا ۲۵۰،۰۰۰ یورو و یا تا شش ماه حبس تادیبی محکوم خواهد شد.


دیگر آتش بیاران معرکه اسب تروا و اتتشار دهندگان این پروژه شکست خورده که به قصد نابودی و بدنام کردن آزادیخواهان طرح شده بود , با این حکم دادگاه برلین قابل پیگرد قانونی هستند. پروژه اسب تروا که سرش در تهران و احتمالا در وزارت اطلاعات و پاهایش درایران ٬آلمان٬فرانسه و آمریکا است ٬نتوانست آسیبی به مبارزان و آزادیخواهان در داخل و خارج از کشور بزند و تنها به رسوایی طراحان ٬مجریان و مبلغانش منجر شد. تعداد ی از سایت هایی که ابن مطالب را انتشار داده بودند با پوزش از بی دقتی و ترس از محاکمه , مبادرت به حذف این نوشته های موهن از آرشیو سامانه های خود کرده اند .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 10:31  توسط بامداد  | 

پیامدهای تهاجم روسیه به گرجستان

هم میهنان عزیز،


رویدادهای اخیر گرجستان و پیامدهای نگران کننده آن زنهارهای جدیدی را برای جهان، کشورهای منطقه، بویژه جوامع واقع در حوزه تمدن ایرانی، به وجود آورده که اگر ارزیابی درست، همه جانبه و واقع گرایانه نشوند، آینده برخی کشورهای نزدیک به روسیه را با مخاطرات جدی روبرو خواهد کرد. با اظهارنظرهای شگفتی برانگیز برخی مقامهای جمهوری اسلامی در این باره که یادآور موضعگیری های پیشین آنها درباره مسائل چچن و کوزوو است، بیش از پیش لازم می دانیم که برای آگاهی از فرایند و پیامدهای این تهاجم سخت افزاری، توجه شما هم میهنان را به نکته های زیر جلب نماییم:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 10:28  توسط بامداد  | 

مانيفست درماندگی؟

اسماعیل نوری علاء

يکی از مشکلات انديشيدن در حوزهء مسائل اجتماعی ناشی از بی توجهی انديشه گران به معنا و تعريف و کاربرد واژه هائی است که در تفسيرها و اظهار نظرهای سياسی خود بکار می گيرند و، در نتيجه، سطح سخنان شان به نوعی ابتذال ابزارگرا برای راندن شنوندگان به سوی مقاصدی سياسی تنزل می يابد. بنظر من، يکی از بد فهميده شده ترين و بد بکار رفته ترين اين اصطلاحات به واژه / مفهوم «اپوزيسيون» بر می گردد. در اين مورد ما بطور روزمره نظراتی را می شنويم که، بدون ارائهء تعريف و مفهوم دقيق از اين واژه، دست به صدور احکام قاطع و تفاسير متقن می زنند.

          نمونهء بارز اين امر سخنان اخير آقای اکبر گنجی در راديو فردا است ـ که برای استفادهء ايرانيان داخل کشور کار می کند و ما خارج نشينان فقط از طريق اينترنت به آن دسترسی داريم. ايشان در گفتگوئی نسبتاً بلند، از جمله مطالبی را در مورد «اپوزيسيون خارج کشور» مطرح کرده اند که، عليرغم دقتی که در بحث های مذهبی ـ اجتماعی و در ارائهء مفاهيم و تعاريف نشان می دهند، حاکی از بی دقتی )نمی خواهم بگويم غرضمندی) در اين مقوله است.    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 10:26  توسط بامداد  | 

پشتیبانی جبهه ملی ایران در آمریکا از مهندس عباس امیر انتظام

عباس امیر انتظام ٬ این اسطوره مقاومت و پیام رسان آرزوهای آزادی خواهانه و دمکراتیک ملت ایران ٬درد مشترک مردم دربند ایران را به جهانیان فریاد میزند.جهانی که بزرگترین مشغله اش فعالیت هسته ای ایران شده است ٬فراموش میکند که ملتی کهن و با فرهنگ ٬ اسیر ستم حاکمانش می باشد و حقوق بشر در سرزمینش پایمال شده است . نامه این مبارز بزرگ هشداری به جهان است که استقرار حقوق بشر در ایران سبب حل مشکل خطر اتمی هم خواهد شد و توجه به حقوق بشر در ایران ضروری است ٬ او خواسته میلیون ها ایرانی را بیان میکند.ملت ایران خواهان صلح ٬ حقوق بشر و دمکراسی است و امیر انتظام جز این نمی گوید.


جبهه ملی ایران در آمریکا مثل همیشه از حقانیت و خواسته های عباس امیر انتظام حمایت میکند و آرزوی سلامتی و پیروزی برای او و ملت ایران را دارد.

هیئت اجرائیه جبهه ملی ایران - آمریکا
هرمز چمن آرا . علی غضنفری . محمد فاطمی . رضا قاسمیان .منوچهر قنبری یوسف عبداله زاده . سخاوت علی زاده . بیژن مهر
هیئت مشاوران جبهه ملی ایران- آمریکا
دریادار امیر هوشنگ آریان پور .دکتر اردشیر لطفعلیان


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 10:21  توسط بامداد  | 

پروژ ه اي جديد كليد خورد!

در چند ماه اخير گويا عده اي كه تا ديروز هيچ نام ونشاني از آنان و مبارزاتي كه آنان مدعي آن هستند ،از خواب بيدار شده و در وراي مرزهاي ايران و در حاشيه امن استبداد تيغ هاي زنگار گرفته خود را از نيام برون آورده و شانه به شانه در كنار حاكمان بر مبارزاني فرو مي آورند كه در طي سالهاي سال زير ضربات دشمنان و همه سختي ها و مرارتهاي زيست در اين زندان بزرگ آنچه را كه داشتند هبه آرمان ميهن پرستانه خويش نموده اند .

و چه تلخ و ناگوار است حال ببينيم كه ناسپاساني همه اين جانبازيها را به هيچ انگاشته  جفاي رفته بر ياران را دو چندان كنند.

پروژه اسب تروا "‌كليد مي خورد. و عده اي كه ازمبارز بودن در سنگر جبهه ملي فقط نام آن را يدك مي كشند خود را ميراث خوار جانفشانيهاي ميهن پرستاني معرفي مي كنند كه در كارنامه سياسي خود جز همان نام و استمرار اين نام بي توان بي رمق هيچ ندارندو تا سخن و حركتي نيز از ديگران بر مي خيزد همچو كوه آهكي كه بي بار و بر است در برابر آنان سد شده و بانگ بر مي دهند كه واي بر ما تازه از راه رسيده ها مي خواهند چه ها كنند !؟

استراتژي مبارزاتي اين انسانها ي پرمدعا  اما ناتوان از درك شرايط موجود كشور و پارامترهاي يك فعا سياسي منحصر شده به بودن همان نام بي رمقشان در سازمان سياسي جبهه ملي ايران .

آري ديروز پروژه اسب تروا در راستاي تخريب مبارزي كليد مي خورد كه همه هست و نيست خود را در اين راه نهاده و علي رغم آنكه انتقادهايي نيز كه به او وارد مي شود (كه ما باور داريم كه هيچ انساني بي اشتباه نيست)توانسته جان دوباره به اين سازمان دير پاي بدهد كه بر چهره خود نشان خستگي و فرسودگي سالها داشت و امروز با كوششهاي او و ياران ديگر تولدي ديگر را تجربه مي كند.

و امروزبا شكست آن پروژه هدفمند و رژيم خواسته گويا اين قصه سر دراز داشته و بد خواهان نمي خواهند سپده را باور كنند و اين بار نا جوانمردانه تر از گذشته در برابر فردي سينه سپر مي كنند كه تاريخ ايران از او به نيكي و آزادگي ياد خواهد كرد نه زبوني و كين خواهي.

آري ياران "آنان كه در راستاي اهداف ارتجاع گام بر مي دارند از پستو هاي انديشه تاريك خود برون آمده و ديدگان آنان تاب و توان روشنايي خيره كننده آزادي خواهان را ندارد.و همچو ناينايان عصايي را كه يك سرش دست حاكميت است به اين سو و آن سو مي چرخانند تا كه شايد......... .( بگذاريد كه نگويد).

و حال بايد از اين مدعيان دروغين آزادي خواهي پرسيد به راستي كجا بوديد آن هنگام كه امير انتظام و ديگرمبارزان ميهن پرست"هر نفس شان چشنده مرگ "بود؟ كجا بوديد آن هنگام كه ياران جبهه ملي را با چوب ارتداد تا پاي چوبه دار بردند و مدعيان بسيار با سكوت خود مهر تاييد بر ان زدند؟

به نام نامي ايران زمين سوگند كه باور دارم  بسياري از شما ها حتا تاب و توان يك شب خوابيدن  در زير آسمان را نداريد، انفرادي و تازيانه كه جاي خود دارد.

مي خواهم باز بگويم و بنويسم ،بنويسم  اين ره كه شما مي رويد آقايان به نا كجا آبادي ختم مي شود كه نشاني  آن را فقط انسانهايي همچو ......مي دانند . اما باز مي گويم من كه تو نيستم.

 

پس اي مدعيان از ما نخواهيد كه هم گامي شما را با ارتجاع باور نكنيم.چون :

 

رنگ رخسار خبر میدهد از سر ضمیر

 

اشكان رضوي

 

تهران  19شهريور

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 13:16  توسط بامداد  | 

وضعیت داخلی و بین المللی ایران،انتخابات پیش رو و مواضع جبهه ملی ایران در این خصوص در گفتگو ادوار نیو

ادوار نیوز: آقای مهندس زعیم، شما به عنوان یکی از فعالان سرشناس جبهه ملی در سالهای اخیر که نقش عمده ای در فعالیتهای جبهه ملی ایران در زمینه های جنبشهای اجتماعی و همچنین حقوق بشر داشته اید. بر این پایه، دیدگاه جبهه ملی ایران نسبت به وضعیت موجود در سیاست داخلی کشور چیست؟ بطور مشخص شما مهمترین دلیل گره خوردگی موجود در عرصه سیاسی ایران را در چه می دانید؟

کورش زعیم: بیانیه ها، موضعگیری ها، هشدارها و سخنان سران جبهه ملی در طی سالهای گذشته وضعیت سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی را به دقت و با صراحت و شفافیت بیان کرده است. ما افتخار می کنیم که در همه موارد ثابت شده که مواضع رسمی جبهه ملی درست بوده است. بیانیه های ما در پیوند با سیاستهای اقتصادی، سیاست خارجی، حقوق بشر، انتخابات و انحظاط اخلاقی و فساد، روندی را نشان داده که پیوسته به سوی بدتر شدن وضعیت کشور وسقوط رفته ایم. اکنون ما وضعیت کشور را در بدترین شرایط ممکن ارزیابی می کنیم که افزون بر سقوط کامل ارزشهای اخلاقی، اقتصادی و سیاسی، با خطر برخوردهای ویرانگر نظامی هم روبرو هستیم. مهمترین دلیل گره خوردگی موجود در عرصه سیاسی کشور، فساد سازمان یافته اقتصادی و سیاسی است که همه عوامل نظام را در بر گرفته و آنها را در یک بهم پیوستگی امنیتی ناشی از تنازع بقاء فلج کرده است. عوامل درون حاکمیت، با وجود اختلافات شدید درونی خود و تبادل اتهامات، در این توهم هستند که یا باید راه حلی پیدا کنند که همه با هم بمانند یا همه مجبور به رفتن می شوند. چون حل مسئله آنها در بقای دسته جمعی است، یافتن راه حلی که برای مردم پذیرفتنی باشد امکان پذیر نیست، مگر راه حلی برپایه تغییر بنیادین ساختار بطور مسالمت آمیز که مجریان آن خردمندان بیرون از حاکمیت باشند؛ که زمان تاثیرگذاری آنهم بسرعت در حال سپری شدن است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 11:17  توسط بامداد  | 

پیامدهای تهاجم روسیه به گرجستان

هم میهنان عزیز،


رویدادهای اخیر گرجستان و پیامدهای نگران کننده آن زنهارهای جدیدی را برای جهان، کشورهای منطقه، بویژه جوامع واقع در حوزه تمدن ایرانی، به وجود آورده که اگر ارزیابی درست، همه جانبه و واقع گرایانه نشوند، آینده برخی کشورهای نزدیک به روسیه را با مخاطرات جدی روبرو خواهد کرد. با اظهارنظرهای شگفتی برانگیز برخی مقامهای جمهوری اسلامی در این باره که یادآور موضعگیری های پیشین آنها درباره مسائل چچن و کوزوو است، بیش از پیش لازم می دانیم که برای آگاهی از فرایند و پیامدهای این تهاجم سخت افزاری، توجه شما هم میهنان را به نکته های زیر جلب نماییم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 11:4  توسط بامداد  | 

روز بنیاد حزب ملت ايران

 ۱۵شهریور 1326

آغاز فصلی نو در مبارزات ملت ایران


هم میهنان!
به دنبال یورش ارتش متفقین و همزمان با اشغال میهنمان,جهان به عصری تازه پا نهاد که میتوان آنرا عصر باز سازی هستی ملی به شیوه های مردمسالارانه خواند.
عصری که در آن ملت گرائی آگاه پرچم بر افراشته ستیز با استعمار,استبداد و ارتجاع گردید تا چونان بنیادی ترین نیروی براندازنده سلطه نوید جهانی بهتر را بدهدتا ایران بماند تا مردم آزاد و شاد زندگی کنند تا اقتدار حاکمیت ملی استقرار یابد.
از اینرو در هنگامه ای اینچنین شماری از جوانان آرمانخواه به مبارزه با عوامل اشغالگر سه امپریالیست روس , انگلیس و آمریکا و مزدو رانشان بر خاستند و با احساس به نیاز ملی در انجمن نهانی گرد آمدند و در پانزدهم شهریور ماه یکهزار و سیصد و بیست و شش سازمان فرهنگی و سیاسی آشکاری را بنیاد نهادند که مکتب پان ایرانیسم نام گرفت و این روز را روز بنیاد نام نهادند که در اوج مبارزات نهضت ملی ایران به رهبری مصدق بزرگ برای بیرون راندن غارتگران بیگانه, بیشتر پرورش یافته گان این مکتب با استفاده از آزادی های بدست آمده در یکم آبان یکهزار و سی صد و سی حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیسم را بنیان نهادند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 13:50  توسط بامداد  | 

گفتگوی صدای امریکا با کورش زعیم پيرامون شوراي ملي صلح

پرسش: آقای زعیم، نشست شورای ملی صلح در تهران انجام شده و شما جزو کمیته ایجاد کنند آن بوده اید، لطفن بگویید هدفهای شورای ملی صلح چیست؟

کورش زعیم: با توجه به وضعیت بسیار بحرانی و خطرناک ایران و احتمال بالاگرفتن درگیری جمهوری اسلامی با جامعه بین المللی یا سازمان ملل، شورای ملی صلح هدفهایش را اقداماتی که ضروری باشد برای جلوگیری از جنگ، حالت نه جنگ نه صلح و، افزون بر آن، رفع زمینه های شرایط مخاصمه که اکنون وجود دارد هدفگیری کرده. هدفهای تعریف شده شورای ملی صلح یکی ایجاد، تحکیم و تقویت مبانی صلح و حقوق بشر در ایران است که یکی از شرایط عدم صلح پایدار در ایران است. یکی جلوگیری از هرگونه برخورد نظامی است که آسیبش به ملت ایران و به دارایی های ایران می رسد. و دیگر رفع زمینه های هرگونه تحریم علیه ملت ایران و پایان دادن به شرایط نه جنگ نه صلح و تلاش برای برقراری صلح پایدار است.

البته، ما صلح پایدار را فقط نبود جنگ یا نبود تحریم علیه ملت نمی دانیم، بلکه رعایت حقوق بشر و شهروندی، رفاه اقتصادی و اجتماعی، آزادی بیان، آزادی رسانه ها، آزادی گردهمایی و تشکل ها، آزادی دینی و آزادی انتخابات می دانیم.

ما باور داریم که تا مبانی ایجاد یک جامعه آزاد و مرفه برقرار نشود، و تا ما با همه کشورهای جهان از در دوستی و همکاری و همیاری در نیاییم، استقرار صلح پایدار در ایران امکان پذیر نخواهد بود.

پرسش: شما چه راهکارهایی را برای انجام این هدفها در نظر گرفته اید؟

کورش زعیم: راهکارهایی که ما تعیین کرده ایم، تلاش برای گذر از شرایط کنونی مخاصمه، شرایط نه جنگ نه صلح کنونی است و با اعلام موضع در مورد موضوعات مورد اختلاف و ارائه راهکارهای عملی با توجه به حفظ منافع ملی و آینده کشور که با بسیج همه امکاناتی که در دسترس خواهیم داشت که استقرار صلح و حقوق بشر کمک کند. همکاری و همیاری با سازمانها و شخصیت های صلح خواه در سراسر جهان برای جلوگیری از جنگ و پیشبرد راهکارهای که در راستای صلح پایدار باشد و تلاش برای همگرایی و ائتلاف نیروهای اجتماعی صلح خواه در ایران، اشاعه و ترویج فرهنگ صلح و نشان دادن پیامدهای جنگ یا ستیزگری در سیاستهای داخلی و خارجی کشور، و البته از راه اجرای گردهمایی ها، سمینارها، سخنرانی و نوشتارها که همه بیان کننده هدفهای شورای ملی صلح خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 10:15  توسط بامداد  | 

رسالت تاريخي اتاق در شرايط اقتصادي، اجتماعي و سياسي بحران كنوني

چکیده سخنرانی دکتر علی رشیدی در اتاق بازرگانی تهران

11 تیر 1387

هشتاد و پنج سال پیش، در حاليكه آشوب هاي اجتماعي و بي ثباتي سياسي ناشي از گراني، كمبود، فقر عمومي، سر بر آوردن گردن كشان محلي و مداخلات خارجي، وحدت ملي ما را به خطر انداخته امنيت گذرگاههاي بازگانی را مختل كرده بود، هيئت اتحاديه هاي تجار تهران و شهرستانهاي عمده و هيئت اتحاديه اصناف، همراه با قشر روشنفكري روحانيت،با تشخيص صحيح و به موقع وضعيت خطير کشور، وظيفه خود دانستند كه دست به حركتهاي سياسي تاثير گذار بزنند و با پشتیبانی از دولت و نخست وزیر وقت كه حفظ نظم و امنيت در شهرها و راهها و تماميت ارضي كشور را تامین ساخته بود، با هشدار به مخالفان او در مجلس شوراي ملي، امكانات استقرار نظام اقتصادي- سياسي و اجتماعي نویني را در كشور فراهم سازند كه با همه كاستي ها، در مدتي كمتر از دو دهه، اقتصاد، دولت و جامعه ايراني را به سده بيستم رهنمون گرديد و میان ما و همسايه مان در خاور، پنجاه سال فاصله ايجاد كرد كه همچنان پابرجا است.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 12:39  توسط بامداد  | 

در ضرورت پرهیز از جدل های بی حاصل و دشمن شادکن درونی جبهۀ ملی ایران

در حالی که نظام ضد مردمی ولایت فقیه بزودی وارد سی و یکمین سال استیلای خود بر کشور ما می شود، برهمۀ دوستداران راستین ایران و کسانی که آرزوی رهایی آن را از زیر یوغ خونین دستاربندان روحانی نما دارند فرض است که اختلاف نظرهای شخصی خود را به فراموشی بسپارند و با همگامی و همدلی تمامی نیروی خویش را برای نبرد با دشمن اصلی بسیج کنند. جای بسی افسوس است که گروه های سیاسی مخالف با رژیم طی سه دهه ای که از انقلاب گذشته نه تنها به تشکیل هیچگونه ائتلاف کارآمدی بین خود و سازمان دادن پیکاری موثر و هدفمند توفیق نیافته اند، بلکه با گرفتار آمدن در چنبر نقارها و کشمکش های درون گروهی از هرگونه حرکت ثمر بخش و معنی داری در کار مبارزه باز مانده اند. در این میان غاصبان قدرت و مصادره کنندگان انقلاب با خیال راحت به حکومت تبهکارانۀ خود، به چپاول ثروتهای ملی، آسیب رساندن به فرهنگ و اقتصاد کشور، گسترش فساد و بی اخلاقی و به خطر انداختن منافع ملی ادامه داده اند.

اندوهمندانه باید گفت که جبهۀ ملی ایران، این یادگار مصدق بزرگ، این اصیل ترین و قدیمی ترین تشکل سیاسی کشورما که در شش دهۀ گذشته همواره در صف مقدم مبارزات میهنی در حرکت بوده نیزاز این آفت برکنار نمانده است. جبهۀ ملی با پیشینۀ افتخار آفرین خود در جریان ملی شدن نفت و تشکیل تنها دولت پایبند به اصول دموکراسی و حکومت قانون در تاریخ کشور، همچنان از حیثیتی بزرگ نزد ایرانیان برخوردار است. با داشتن چنین سرمایۀ ای جبهه دارای این توان بالقوه هست که پرچم دار اصلی مبارزه برای رهانیدن میهنمان از گرداب دهشتبار کنونی و هدایت دوبارۀ آن به سوی راهی باشد که مصدق پیش پای ایران نهاد. در داخل کشور علیرغم گرایش میلیونها تن از مردم و بویژه جوانان به راه مصدق، اختناق نفس گیر امکان هرگونه فعالیت سازمان یافته ای را از جبهۀ ملی گرفته است و مسؤولان جبهه حتی برای نگهداشتن هستۀ کوچک کنونی با دشواری ها و مخاطرات بیشماری روبرو هستند، چه رسد به این که بتوانند آزادانه به فعالیت سیاسی بپردازند و با هواداران بی شمار بالقوۀ جبهۀ، بویژه در میان نسل جوان ارتباطی برقرار کنند. در خارج از کشور جبهه ملی در میان ایرانیانی که در چهارگوشۀ جهان پراکنده اند دارای هواداران بسیاری است. آنها با بهره مندی از آزادی بیان و فقدان محدودیت های که بر پای مبارزان داخلی بند نهاده، می توانند در سایۀ یک رهبری درست و یک سازمان نیرومند به صدایی پرتوان برای ایران و حقوق و آزادی های پایمال شدۀ آن تبدیل شوند. در دهسالۀ اخیر کوشش هایی درجهت ایجاد این هماهنگی و ارتباط از جانب دوستداران جبهه ملی و پویندگان راستین راه مصدق در خارج صورت گرفته ولی هر بار خود خواهی ها و و خود محوری ها و ترجیح پسند ها وسلیقه های شخصی بر مصالح جمع، ازدستیابی به این هدف جلوگیری کرده است. جبهه ملی ایران در واشنگتن یکی از کانون های اصلی این تلاش بوده و بویژه با یاری و پیشگامی زنده یاد دریادار مدنی، در راه ایجاد تشکیلات پیوسته ای برای جبهۀ ملی ایران نه تنها امریکا، بلکه در خارج از کشور کوشیده است. بر پایی کنگره های جبهه در استکهلم، (2003) و واشنگتن، (2004)، از جملۀ گام هایی بوده که در این راه برداشته شده است. اما در گذشت نا بهنگام دریادار مدنی و تداوم زیانبار خود محوری ها از سوی کسانی که با همۀ ابراز تعلق به خانودۀ جبهۀ ملی کمتر در جهت یکپارچگی و همبستگی آن گامی برداشته اند، به کارآیی و گسترش این حرکت آسیب رسانیده است. این دوستان به جای آنکه توانایی قلمی و قدمی شایان توجه خود را در راه یکپارچه تر ساختن هرچه بیشترصفوف جبهۀ ملی در خارج از کشور صرف کنند، نه تنها از این مهم غفلت ورزیده اند، بلکه بتازگی تیغ تیز حملات خود را متوجه برخی از بهترین یاران جبهه در داخل کشور نیزکرده اند. حال آنکه آن شجاعان علیرغم اوضاع و احوال خطرناک حاکم بر کشور دمی از مبارزه بازنایستاده اند و با تمام دشواری های موجود صدای جبهه را در دفاغ از منافع ملی و هشدار نسبت به سیاست های مصیبت بار رژیم و بویژه دولت احمدی نژاد، به گوش ها رسانده اند. یکی از آن شجاعان کوروش زعیم است که پس از خاموش شدن نابهنگام چراغ زندگی دکتر پروزیز ورجاوند کوشیده است فعالیت های او را دنبال کند و نشان دهد که جبهۀ ملی علیرغم استیلای حکومت وحشت وخفقان بر کشور از منافع ملی ایران و دفاع از آزادی و حق و حقیقت غافل نیست. در محدودۀ همین فعالیت ها بوده که وی نامه ای نیز به آقای احمدی نژاد نوشته است. آنچه که باید در این نامه مورد توجه قرار گیرد مضمون و محتوای آن آست که با هدف و آرمان های جبهۀ ملی و مصالح دراز مدت مردم ایران کاملا در انطباق است، نه به این که فی المثل آقای احمدی نژاد در این نامه با لحن مؤدبانه ای مورد خطاب قرار گرفته است، گر چه در دنیای امروز به این شیوۀ برخورد متمدنانه با مخالفان و دشمنان نیز نمی توان ایراد گرفت. آنچه بشدت برای ما مایۀ افسوس شد این بود که پرونده سازی برای آقای زعیم با دستاویز نوشتن نامه به احمدی نژاد نه به دست یکی از معاندان جبهۀ ملی بلکه توسط دکتر پرویز داور پناه، یکی از اعضای جبهه ملی صورت گرفته است. داورپناه کسی است که مقالات سنحیده اش را در جایگاه های اینترنتی در تجلیل از مصدق و دفاع جانانه از شیوۀ کار و کردار وی وخدماتی که آن بزرگمرد طی شش دهه از عمر پربار سیاسی خود به کشور کرد، بارها خوانده ایم. در باور ما آقای داور پناه به جای آن که کوروش زعیم یا هر کس دیگراز یاران دیگر جبهه را آماج حمله قرار دهند بهتر است قلم موثر خود را برای دفاع از دیدگاه های مشترک ما و پاسخ به کسانی که این روزها دربرنامه ای هماهنگ، با انتشار کتاب و مقاله، شریرانه به تخریب چهرۀ مصدق و بی ارج و مقدار جلوه دادن خدمات و مبارزات جبهه ملی ایران کمر بسته اند، به کار اندازند. به همین قیاس کار چندی پیش آقای دکتر راسخ افشار در تاختن به جوانانی که دراروپا به جبهۀ ملی روی آورده اند و خواسته اند برای موثر تر ساختن مبارزاتشان سازمان و تشکیلاتی برای خود به وجود آورند، نیز سخت اندوهبار و حتی شگفت انگیز است. در این فرصت نمی توان با احساسی از گلۀ مندی از آقایان دکتر محسن و کامبیز قائم مقام که در سالهای اخیر به یکپارچگی و همصدایی جبهه ملی کمتر یاری رسانده اند، یادی نکرد. آنچه این احساس اندوه را چند برابر می کند آنکه این دوستان در اصول عقاید با دیگر یاران جبهۀ ملی اختلاف چندانی ندارند و تنها عاملی که آنان را از هماهنگی و همگامی با هم اندیشان خود باز می دارد خود محوری است.
یاران جبهۀ ملی در واشنگتن با احساس رنج و اندوه از این ناهماهنگی و درون ستیزی می خواهند خاضعانه از این بزرگواران و همۀ دوستان دیگر جبهۀ ملی در هرجا که باشند در خواست کند، در این برحۀ بحرانی و حساس که میهن در بند ما به کوشش و توان و تجربۀ یکایک آنان نیاز مبرم دارد، پسند و سلیقۀ شخصی را به یک سو نهند و به خاطر نفع جمع و مصلحت ایران و ایرانی، با تکیۀ بر مشترکات فراوانی که میان ما وجود دارد، موجبات توانایی و یکپارچگی هرچه بیشترجبهۀ ملی ایران در خارج از کشور را فراهم آورند. این سخن بدان معنا نیست که یکباره باید چشم بر کاستی ها و لغزش هایی که نزد اعضای جبهه بروز می کند بست. نه، چنین منظوری در میان نیست. انتقاد سالم و سازنده از مهمترین ابزار پیشرفت و رفع نارسایی ها است. اما به اعتقاد ما دوستان جبهه بهتر است انتقاداتی را که نسبت به یکدیگر دارند از طریق مکاتبات و مکالمات خصوصی در میان بگذارند، نه این که آن را بر سر بازارها فریاد بزنند، بویژه که همه می دانند عرضۀ انتقاد در اینترنت و تاختن به یکدیگر از طریق جایگاه های اینترنتی حتی از گلاویز شدن باهم بر سر چهار راه ها نیز بدتر و زننده تر است. آنچه نیز از طریق نامه های الکترونیک گفته می شود به هیچ روی خصوصی باقی نمی ماند بلکه میلیون ها نفر در هر لحظه می توانند به آن دسترسی داشته باشند. پس بهتر آنکه همۀ ما به به این نکات توجه داشته باشیم و نگذاریم جبهه ملی که با وجود سی سال سلطۀ نقس گیر استبداد مذهبی بر کشور شمار هواداران بالقوۀ اش در میان ایرانیان از هر گروه و تشکل دیگری به مراتب بیشتر است، در حالت پراکندگی و تشتت باقی بماند. قلم زنان توانا، سخنوران دانا و اندیشمندان راهگشا در میان یاران و هواداران جبهۀ ملی کم نیستند. همۀ آنها بهتر است این توانایی ها را در یک جهت و با یک هدف که همان نبرد با استبداد فقاهتی و پایان دادن به سلطۀ اهریمنی خودکامگی و واپس گرایی در کشور ماست به کار اندازند و از این که حتی ذره ای از وقت و توان خود را به ستیزهای بی حاصل و دشمن شاد کن درونی صرف کنند با تمام نیرو بپرهیزند.

در راه عشق وسوسۀ اهرمن بسی است هشدار باش و دل به پیام سروش کن

با درود به همۀ ایران دوستان،
جبهۀ ملی ایران ( واشنگتن )

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 10:16  توسط بامداد  | 

به مناسبت درگذشت استاد تورج نگهبان

درگذشت اسفبار سراینده و ترانه ساز نامدار و میهن پرست ایران، مایه کمال اندوه گردید. به این وسیله مراتب دلجویی و تسلیت خود را به بازماندگان آن زنده یاد و همه هنرمندان، نویسندگان و دانشمندان کشور اعلام می داریم.

 

ادیب برومند، دکتر لقا اردلان، مهندس عباس امیرانتظام، بانوفرشید افشار، دکتر داود هرمیداس باوند، مهندس مرتضی بدیعی، دکتر جهانشاه برومند، عیسی خان حاتمی، مهندس اسماعیل حاج قاسمعلی، دکتر پرویز دبیری، جمال درودی، حسین راضی،  غلامرضا رحیم، دکتر علی رشیدی، مهندس کورش زعیم، دکتر خسرو سعیدی، حسین شاه حسینی، حسن شهیدی، دکتر عباسعلی صحافیان، مهندس حسین عزت زاده، سرلشگر بازنشسته ناصر فربد، دکتر محسن فرشاد، اصغر فنی پور، حسن قدیانی، دکتر باقر قدیری اصلی، پریچهر مبشری، منوچهر ملک قاسمی، هرمز ممیزی، دکتر سید حسین موسویان، دکتر مهدی مویدزاده، دکتر علی اکبر نقی پور، ابوالفضل نیماوری.

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 13:6  توسط بامداد  | 

تقاضا از هموطنان عزیز/عباس امیرانتظام

چهارشنبه ۰۶ شهريور ۱۳۸۷
از هموطنان عزیزم تقاضا دارد که دیدگاه ها و پیشنهادات خود را جهت تکمیل و اصلاح مواضع اعلام شده در نامه به دبیرکل سازمان ملل متحد را به اینجانب منعکس نمایند. چنانچه به رغم انتقادات به این مواضع ، راه حل پیشنهادی اینجانب را برای بیرون رفتن از بن بست موجود مفید و مؤثر می دانند، در آن صورت به هر طریقی که صلاح می دانند پشتیبانی خود را به دفتر دبیرکل سازمان ملل منعکس نموده و برای شکل گیری یک گفتمان ملی در این خصوص تلاش نمایند. دست همه شما عزیزان را به گرمی می فشارم.

عباس امیرانتظام
@. آدرس برای درج پیشنهادات و پشتیبانی از نامه امیرانتظام به دبیرکل سازمان ملل متحد :
http://iran-amirentezam.com/node/163

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 12:55  توسط بامداد  | 

نامه به دبیرکل سازمان ملل متحد عالیجناب آقای بان کی مون

دبیرکل محترم سازمان ملل متحد

به عنوان قدیمی ترین زندانی سیاسی – عقیدتی در نظام جمهوری اسلامی که بیش از 29 سال از عمر خود را به جرم دفاع از حاکمیت ملی و استقرار دموکراسی در ایران در سیاهچالهای رژیم سپری کرده و الان نیز برای درمان بیماریهایی که منشأ آنها اقامت طولانی در زندان، سوء رفتار و سوء تغذیه و محرومیت از بهداشت می باشد در مرخصی استعلاجی بسر می برم و در شرایطی که افزایش تنش بین ایران و جامعه جهانی و بحران هسته ای، خطر یک جنگ دیگر در منطقه را به شدت جدی نموده است.

با احساس مسؤلیت نسبت به سرنوشت تک تک هموطنانم و با علم به میزان بالای حساسیت رژیم به اقدامات و فعالیت های خودم به نام دفاع از حق حیات و آزادی ملت ایران و به نام پاسداری از صلح پایدار در ایران و منطقه بحران زده خاورمیانه به شما متوسل شده و از طریق و با واسطه شما جامعه جهانی و وجدانهای بیدار بشری و نهادهای مدنی صلح طلب و طرفداران حقوق بشر در سراسر جهان را مخاطب قرار می دهم.

عالیجناب، خطر جنگ آنقدر جدی و فوری است که جز با بسیج تمامی امکانات جامعه جهانی در پشتیبانی از جنبش مدنی و مسالمت آمیز مردم ایران قادر به جلوگیری از آن نخواهیم بود.

گزینه هایی که در حال حاضر روی میز اعضای دائم شورای امنیت و رهبران سیاسی جهان قراردارد، حاصلی جز آسیب رسانی بیشتر به موجودیت مادی و معنوی ملت ایران ندارد. توضیح اینکه تشدید تحریم ها حتی به صورت هوشمندانه درد و رنج مردم ایران را بخاطر ایجاد محدودیت در حوزه های اقتصادی و تقویت باندهای قاچاق کالای دولتی و افزایش رانت خواری و تورم و بیکاری و ایجاد محدودیت در تهیه کالا و مایحتاج عمومی بتدریج و گام به گام ملت ایران را در گورهای دسته جمعه دفن خواهد نمود.

از طرف دیگر رژیم در مقابل فشارهای خارجی، اعمال فشارهای سیاسی و اجتماعی را بر فعالین سیاسی، مدنی و حقوق بشری افزایش داده و به بهانه مقابله با دشمن خارجی، فعالیت و حرکت های اعتراضی و آزادیخواهانه ملت ایران را غیر قابل تحمل اعلام خواهد کرد و با استفاده از فضای امنیتی، سرکوب و اختناق را به حداکثر رسانده و در فضای گورستانی، کل مردم ایران را به گروگان خواهد گرفت.

از این رو به نظر می رسد که مسؤلین نظام نه تنها تحریم های بین المللی، از جنس آنچه تا کنون اعمال شده را تهدیدی بر موجودیت خود ندانسته، بلکه از وجود چنین تحریم هایی استقبال نیز می کند. چرا که به آنها فرصت می دهد تا با اعلام شرایط جنگی، با مخالفان خود تسویه حساب نمایند. به همین ترتیب تهدید توسل به زور علاوه بر اینکه هزینه های غیر قابل جبرانی را بر مردم ایران تحمیل می کند، دست نظام جمهوری اسلامی ایران را در سرکوب بیشتر و تداوم سیاستهای غیر مسؤلانه و ماجراجویانه در کلیه عرصه هایی که امنیت مردم ایران و جامعه جهانی را به خطر می اندازد باز می گذارد.

پس اگر، نه جنگ و نه تحریم نمی تواند موجب تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی در پرهیز از ماجراجویی و تطبیق خود با الزامات صلح و امنیت بین المللی گردد، تنها گزینه ممکن، کمک به مردم ایران در مدیریت بحران و خروج از بن بست فعلی می باشد. به نظر من، رژیم جمهوری اسلامی تعلیق در برابر تعلیق و بسته پیشنهادی 5+1 را نخواهد پذیرفت چراکه این نظام به اکسیژن بحران برای تداوم حیات سیاسی خود نیاز دارد. از این رو پرونده هسته ای فرصت خوبی برای مسؤلین نظام فراهم آورده تا با تشدید بحران، اکسیژن لازم را برای حیات خود فراهم کنند.

اگر در ریشه ها و منشأ بحران تعقل و تعمق کنیم به راحتی در خواهیم یافت که بحران هسته ای ریشه در سیاست ها و برنامه های کلان نظام جمهوری اسلامی ایران دارد.

ساختار این حکومت به صورتی طراحی شده است که تولید بحران برای مردم ایران و منطقه و جامعه جهانی از عملکرد های متعارف آن می باشد، چراکه این حکومت به آزادی، دموکراسی، صلح و حق تعیین سرنوشت ملت خود هیچ اعتقادی ندارد و به همین دلیل هیچ نگرانی و دغدغه ای در مقابل مشکلات اقتصادی، امنیت روانی و مادی آن ها ندارد. و به راحتی حاضر است که کل مردم ایران را قربانی ماجراجویی خود کند. حکومتی که با مردم خود چنین رفتار می کند طبیعی است که برای اعمال خشونت و تهدید حق حیات مردم جهان از اعمال هیچ خشونتی ابایی ندارد.

عالیجناب، مردم ایران که قربانی سیاست های ماجراجویانه، جاه طلبانه، خودسرانه، خشونت بار، جنگ طلبانه و غیر انسانی این نظام هستند در صف مقدم مبارزه برای تغییر رفتار این نظام قرار دارند. از این رو شایسته است که جنابعالی با استفاده از تمام ظرفیت ها و امکانات سازمان تحت مدیریت خود، مردم ایران را در مبارزه برای حق تعیین سرنوشت و استقرار آزادی و دموکراسی یاری دهید. مسؤلیت شما در دفاع از صلح، امنیت بین المللی و حق حیات و آزادی مردم ایران و جهان بسیار سنگین است.

تاریخ در مقابل اقدامات شجاعانه و مسؤلانه شما سر تعظیم فرود خواهد آورد و در مقابل در خصوص عدم تحرک و مسؤلیت گریزی شما بی رحمانه قضاوت خواهد کرد. با نگاهی به تاریخ و تمدن ملت پرافتخار ایران، قضاوت خواهید نمود که ملت ایران این اهلیت و قابلیت را دارند که همانند مردم آزاد در سراسر دنیا سرنوشت خود را به دست گرفته و از امکانات و قابلیت های فرهنگی و مادی خود برای پیشبرد صلح و دموکراسی در جهان تلاش کنند.

شاید کمک به مردم ایران در این شرایط کار دشواری باشد ولی هزینه این امر هرچه که باشد از هزینه جنگ و تشدید بحران و ناامنی در منطقه و جهان کمتر است.

عالیجناب، مردم ایران دست یاری به سوی شما و با واسطه شما به مسؤلین و رهبران جهان و مردم آزاده و صلح طلب جهان دراز میکنند. کمک به مردم ایران، کمک به آینده بشریت است.

عالیجناب، تقاضای من (ما) از جنابعالی بسیار ساده و در عین حال فوق العاده مهم است. به عنوان مصداق اعتماد سازی در پرونده هسته ای و برای اینکه امکان کنترل و نظارت واقعی بر فعالیت های هسته ای ایران ممکن باشد از جمهوری اسلامی بخواهید که تمامی کنوانسیون های پایه ای حقوق بشر، کنوانسیون های منع شکنجه، کنوانسیون الغاء کلیه اشکال تبعیض از زنان، و اساسنامه دیوان بین المللی کیفری را پذیرفته و به آن عمل کند. و جامعه جهانی نیز با تمام امکانات بر عملکرد نظام در رعایت حقوق بشر، و منجمله میثاق حقوق مدنی و سیاسی، و پروتکل های اختیاری آن نظارت کند. رعایت کامل موازین، استاندارها و الزامات حقوق بشری در ایران کلید حل بحران هسته ای و سایر بحران ها در منطقه است.

عالیجناب برای درمان بیماری های خود می باید هر لحظه به پزشکان معالج خود دسترسی داشته باشم. بازگرداندن مجدد اینجانب به زندان،ممکن است مرگ مرا در پی داشته باشد. من این هزینه سنگین را در مقابل نجات مردم ایران از خطر جنگ و فقر و سرکوب و قحطی، فلاکت و کشتار دسته جمعی،فرار مغزها ونابودی فرهنگی با خاطری آسوده و خیالی راحت می پذیرم و عمداً می خواهم مسؤلیت اخلاقی شما را سنگین کنم تا در فراتر از قالب های سنتی رفتار و فعالیت دبیر کل سازمان ملل متحد، با استفاده از تمامی ظرفیت های جامعه جهانی و با دست زدن به ابتکارات جدید و سازنده، موجبات اجرای موازین حقوق بشر را در ایران فراهم کنید.

اینجانب مایل هستم جزییات طرح و پیشنهاد خود را با نمایندگان و کارشناسان مورد اعتماد جنابعالی به بحث بگذارم.

مطمئن باشید که ملت بزرگ ایران تا همیشه تاریخ، قدردان و سپاسگزار شما خواهد بود.

عباس اميرانتظام

قديمی ترين زندانی سياسی عقیدتی ایران

در بیست و نهمین سال زندان

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 12:52  توسط بامداد  |