تبليغاتX
خاک وخون

خاک وخون

سکوت در برابر دشمنان را از ما نخواهید

یاران،هم اندیشان و هموندان

 در روزهای پس از اعلام عدم همکاری ما با جبهه ملی به دلیل آنچه که شرایط داخلی این سازمان بوده و هست بسیاری از عزیزان در تماسهای مهربانانه و دلسوزانه خویش در تلاش هستند تا ما از رویه ای که در برابر دشمن خانگی برگزیده ایم کوتاه آمده و راه مدارا در پیش گیریم.

 دغدغه میهن پرستانه این سروران را پاس داشته و به آن احترام می گذاریم اما یاران در نظر داشته باشید،آنچه همه تلاش ما بوده و هست این نکته است که جبهه ملی ایران به عنوان خانه آزادی ومیعادگاه عاشقان و پیروان "پیشوا مصدق بزرگ"از پلشتی ها و غبار نا اهلان زدوده شده و این گوهر گرانبها همچو گذشته در تارک مبارزات ملت ایران بدرخشد.ما سر ناسازگاری و دشمنی با هیچ میهن پرستی نداشته و نداریم جز اینکه این حرکت ما گامی است برای به خود آمدن نیروهای مبارز ملی که سالیان سال است از سر حجب و حیا و بزرگ منشی در برابر ناملایمات و جفا ها سکوت پیشه نمودندکه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 19:51  توسط بامداد  | 

پاسخ به یک نا مهربان

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما می داری
 
 
در قاموس گفتمان سیاسی هرآنگه که خواسته باشند ، فرد یا افرادی را به ناراستی درکنشگری سیاسی متهم کنندرفتاراورابا "نیکلو ماکیاولی"نویسنده چیره دست ایتالیایی همانند می کنند که برای نخستین بار سیاست غیر اخلاق مدار رابه صورت مدون و عریان در معروفترین کتابش به نام "شهریار"به رشته تحریر در آرود.
اما در گفتمان سیاسی بعد از انقلاب ایران این همانند سازی دگرگونه شد و ما شاهد آن هستیم که در ادبیات سیاسی این دوره هر آنکس را که بخواهند به دریدن مرزهای اخلاقی و پیروی از یک سیاست تخریب گر و منفعت طلب نام برند او را با کیهان نویسان همانند می کنند.و اما آنچه که جالب است اینکه این نوع ادبیات به راستی چه در درون ایران و چه در برون ایران بر عده ای که علاقمند و باورمند به چنین گفتمان غیر اخلاق مدار سیاسی هستند سرایت نموده و تاثیر گذار بوده است. این گفتمان غیر اخلاقی شور بختانه به نوعی مکتب درس آموزی عده ای قرار گرفته که همه تلاش آنها که خود آن را مبارزه برای آزادی می خوانندش این نکته است که چگونه بخواهند منتقدان و یا مخالفان خود را به غیر اخلاقی ترین شیوه از سر راه بردارند که البته این نوع روش را که به صورت سیستماتیک و سازمان دهی شده و به شکل خطرناک که من نام تشکیلات فراماسنوری را برای این جریان پسندیده تر می دانم وارد صحنه شده و شگفتا تلاش دارد تا چهره مرموز و مخرب خود را در پس شخصیتهای خوش نام تاریخی و شعارهای میهنی و آزادیخواهانه پنهان نماید.
 
که البته این شیوه نوینی نیست که توسط این دسته از سیاست بازان نیرنگ مدار به کار گرفته می شود بلکه ریشه در آموزه های تاریخی و اندیشه ای آنانی دارد که در ازمنه تاریخ سوداگران سیاست بوده اند.
این جماعت در سکوت مطلق و به همان شیوه فراماسنور ها همواره فعالیت نموده و آنگاه که نیاز بدانندو منافع خویش را در خطربینند، سر از لاک برون آورده و با فرافکنی و پرونده سازی نقش کاتولیک تر از پاپ را بر عهده می گیرند که در بازیگری و عوامفریبی نیز از توانایی های ویژه ای بر خوردارند.
 
آری سخن کوتاه اینکه "ظاهرا با اعلام کناره گیری من و یارانم از جبهه ملی ایران عده ای دیگر نمی توانند شادمانی خود را از این اتفاق نا میمون پنهان نموده و حال نیمه عریان پا به صحنه گذاشته وبا دهان های کف آلود و بدنهای لرزان و اندیشه فرو رفته در اوهام، رقص آتش را اجر می کنند. و پای کوبی چنان کنند که نقاب محفل آنان فرو افتاده و چهره بر همگان هویدا گردد.
اما چه کنند که هر آنچه می کنند انجام وظیفه ای بیش نیست و آن کنند که اربان خواهند.
این محفل نشینان تاریکخانه ها اینک با سر مستی ،حقانیت نداشته خو د را بر شیپور رسوایی می دمند و نمی دانند که این بانگ بد آهنگ صدای کوبیده شدن چکش برمیخهای تابوتی است که نوید مرگ اندیشه ای را می دهد که سالها است با آویزان شدن بر تارهای عنکبوتی تلاش دارد تا از سقوط خویش به دوزخ واپسگرای جلو گیری کند.
قلم ̦̕مقدس است و من تلاش ندارم تا دیگر نامی از این بد نامان عرصه سیاست در نوشتارم آورم . هرزگان سیاسی نا توان از اندیشدن و دیدن واقعیتهای پیرامونی خویش که پیشه ای جز تخریب نداشته و ندارند و با انسانگرایی بیگانگانی بیش نیستند.
میهنم اینک غمناک چنین اندیشه ای است . پس چگونه می توانم همه توانم را در راهی بگذارم که غایت آن نمی تواند چیزی جز  گر̕ گرفتن آتش خانمان سوزی باشد که هیمه آن بر دوش نا اهلان ونا بخردان است.
می دانم از اینکه نامی از شما در اینجا نمی آورم آزرده و اندوهناک می شوی وآرزوی برده شدن نامت را در قالب پاسخگویی به آنچه که نا مهربانانه نگاشته ای به دوزخ واپسگرایی خواهی برد.اما چه باک از این که بگویم چون تویی بی مقدار تر از آنی هستی که حتا به نامی خوانده شوی.
آن روز که پای در مبارزه آرمانخواهانه نهادم دست از دنیا شستم و جز نام نیک برای خودم و تنفس هوای عطر آگین آزادی میهنم هیچ آرزو و خواسته ای نداشته و ندارم. گفتم از بیداد گذر خواهم کرد حتا اگر خونم شربت شقایقهای افسرده ایرانم شود.
 چون درویشان آسمان میهنم را سر پناه خویش دانستم و زمینش را تکیه گاهی که می توانست رقص سماع آزادیجویی  مرا با بردباری بی مانند ش تحمل کند.
اکنون نیز آنگونه می اندیشم که در شورآشوب ترین دوران زندگی می اندیشیدم. درویشی بی منت و نا پیوسته به آنچه که تو و همانندان چون تویی آویزان آنند.
مرا و یارانم را همراه بیداد گران خواندی و آشفته های همه عمرت را به یکجا عقده گشایی نمودی و آسمان و ریسمان به هم بافتی تا سندی باشد که شاید بتوانی ما را در پشت میله هایی بینی که خود همه عمر از آن گریزان بودی.و ما با جان و دل پذیرنده آن،که توانش در تو یارانت سالهاست به یغما رفته.
حقیقت را همچو گنجینه ای که تابش نورش، رنجانیده خاطرت می ساخت در صندوق خانه تحجر پنهان نمودی و منتظر!هستی که حتا آفتاب عمر عشق نیز به سر آید.
اینجا ایران است"سرزمینی که همچو تو بسیار دیده است و تنش رنجور از نا مهربانانی چون تو.اما چه بیم،که در این کهن خاک  دوزخیان  بسیار آمدند و رفتند اما جایی برای آسوده زیستن نداشتند.
امشب عمله جات استبداد پیشین پای می کوبند و شادمانی از سر می گیرندو روان بزرگان در گور بر خود می لرزد که اگر چون تویی بخواهد مدافع اندیشه سرداران میهنی باشد .نمی دانم اکابر خوانده ای یا در مکتب خانه با نوازش ترکه ها نوشتن آموختی اما کاش می دانستی که جز بیداد هیچ نمی نویسی.
 
باش تا بدانی که تعفن اندیشه ات وجودت را نیز فرا گرفته و اینک چاره ای نداری جز تسلیم شدن به همانی که همواره گریزان از آن بودی.
دستهایت لرزان،نگاهت بی فروغ،گامهایت فروافتاده،و مشاهیری که دیگر شب و روز را نیز نمی تواند تمیز دهد،اینک تو را به همان سرا پرده نیستی می خواند. نه نامی از تو و هم اندیشانت باقی خواهد ماندونه دستاوردی میهنی که یادگار نیک وجودت در این سرزمین باشد.
 
"افسوس که سالها منتظر بودی اما از حقیقت گریزان"
 
 
 
اشکان رضوی
 
تهران -23 شهریور 1388

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 23:41  توسط بامداد  | 

پاسخی به ایمیل آقای منتظر حقیقی

پاسخی به ایمیل آقای منتظر حقیقی

به نام سعادت ملت ایران

امروز ایمیلی دریافت کردم که برایم بسیار جالب بود و متوجه شدم دیگر نوبت ما شده که باید طعم زندان جمهوری اسلامی را تجربه کنیم و پرونده سازی قبلی که توسط نوچه های گروه باند در خارج از کشور به نتیجه ای مثبت برای آنان و همکارانشان در جمهوری اسلامی بدل شد و کورش زعیم را 3 ماه در بند نگاه داشت امروز برای ما مهیا می کنند و انگ و برچسب سلطنت طلب می زنند تا حتی با زندانی نمودن از میدان بدرشان کنند ، آفرین بر شما که مدعی تمام صفات و کردار نیک دکتر مصدق هستید
در خصوص کودتا ، تردید ندارم که مطلعید و خود را به خواب زده اید چراکه اگر کودتایی در جبهه ملی صورت گرفته در پلنوم قبلی جبهه ملی ایران است که تقلب و کودتا در آن کاملا مشهود است و اسناد موجود ، به شرافت ایرانیم فقط جهت آبروداری جبهه ملی تا کنون منتشر نکردیم و الا دودمان دوستان کودتا چیتان برباد خواهد رفت . در پیش پلنوم سال 88 نیز مهندسی انتخابات با کودتاچی قهاری چون مویدزاده بود تا با معرفی سازمانهای کذایی و سازمانهایی که در آن اصلا تشکیل جلسه نمی شود با جمع کردن افرادی خارج از جبهه و تنها برای رای دادن افراد مورد نظر را وارد پلنوم نماید ، شما قضاوت کنید کودتا چیست و کودتا گر کیست ؟
از سویی دیگر ، گاهی که میبینم منافع شخصی و گروهی بر منافع ملی اولویت دارد و افرادی فرصت طلب و مشکوک در ارکان یک جریان سیاسی قدیمی به لطف قدرت ماورایی نفوذ کرده اند و هر ضربه ای که تصور کنید بر پیکر نحیف این جبهه ملی می زنند جبهه ای که در شصت سال گذشته به لطف حکومت های استبدادی و ازما بهتران نفوذی روز به روز ضعیف تر و نحیف تر می شود و تا قصدی برای برخاستن در آن حاصل می شود ، نفوذی ها زحمت برادران گمنامشان را کاسته و ضربه ای مهلک بر زانوان آن وارد می کنند تا نه شجاعت برخاستن باقی بماند و نه توان آن . کودتا در کدام سازمان ؟ برخی از شما خارج نشینان از جبهه ملی چه تصوری دارید ؟ آیا فکر می کنید این جبهه ملی که نه در دانشکاه ، نه در فضای روشنفکری ، نه در هیچ کجای دیگر تنها به دلیل دور بودن از فضای سیاسی و دوری جستن از سازمان های سیاسی و پافشاری بر مسائلی که شاید در زمانی مثبت و خوب بودند ولی اینک کارآمد نیستند ( هرچند آنانی که بیش از دیگران پافشاری می کنند به خوبی می دانند در راه انجام وظیفه بهترین بهانه همین است ) می تواند کوچکترین تاثیرگذاری در کشور داشته باشد
باور کنید در ایران و در تمامی جریان های سیاسی و حتی جنبش ها آنانی که می دانند جریانی به نام جبهه ملی وجود دارد سالهاست که بطور کلی از آن قطع امید کرده اند و بخش اعظمی از آنان نیز اصلا نمی دانند که در حال حاضر جبهه ملی وجود دارد
دوستان ، آیا براستی اگر حاکمیت میلیاردها تومان هزینه می کرد و هزینه های بین المللی حذف فیزیکی سران جبهه ملی را می پذیرفت ، می توانست به این اندازه که با گسیل چند وطن فروش به درون سازمان و گماشتگانی در خارج برای اتهام زنی به افشا کنندگان برنامه نفوذی ها موفق باشد و تنها یک نام از جبهه ملی باقی بماند که آن هم امروز با این رفتارها و موضع گیری های تاریخ گذشته و به مراتب ضعیف تر از مواضع یک تشکل کوچک دانشجویی حتی اندک توانی از خود در اذهان عمومی نه در تحلیل نشان می دهد ، نه در انعطاف پذیری و نه حرکت مثبت ، نتیجه کودتا این فجایع چند سال اخیر جبهه ملی ایران است ، جبهه ای که یکی از دلایل تشکیلش انتخابات بود و حالا در درون خود متقلبانه ترین انتخابات و کودتایی ترین نوع آن را برگزار می کند ، جبهه ای که خود تبدیل به جنبشی فراگیر شد و موج ملی گرایی و آزادیخواهی اش مرزها را درنوردید ، امروز با حضور لمپن ها و نفوذی ها تبدیل به جریان خفته ای شده که پس از شوک به ناگاه از خواب می پرد و موضعی می گیرد که حتی در خلاف مسیر اجتماعی و سیاسی است
آورده اید که قصد دارند در جبهه ملی حضور یابند . مگر جبهه ملی ارث پدری کسیست که از حضور افراد در آن بیمناکید ؟ و گفته اید می خواهند سلطنت طلبی را در مواضع آن ایجاد کنند . به گواه نوشته ها و سخنان ما در طول مدت حضور در جبهه ملی یکی از مسائلی که همواره با آن درگیر بوده ایم سلطنت طلبان بوده اند و اولین بار که این موضوع توسط موید زاده مطرح شد و دوستانش در خارج از کشور پی آن را گرفتند هرچند تنها اتهام زنی بی پایه و از سر کین برای حذف مخالفان و منتقدانشان بود سبب شد احضارهایی توسط اداره اطلاعات صورت گیرد و اتهام های آنان از سوی مقامهای امنیتی به دوستان با استناد به نوشته های همین افراد مشکوک وارد گردد ، یعنی نقش بازپرس قضایی گویی به جریانی در درون جبهه سپرده شده تا به سبک جمهوری اسلامی اتهام واهی بزند و بر همان اساس محاکمه و از میدان خارجشان کند ، و این همه که از مصدق و اخلاق مصدقی در هر جا سخن می رانند با این رفتار تنها هدفی را که پی می گیرند بی اعتبار کردن اخلاق مصدقی است

آورده اید : اگر در راه اول توفیقی حاصل نشد کوشش نمایند که این سازمانها را از درون با بحران مواجه کرده و باعث بی اعتباری این سازمانها که در واقع با نظرات استقلال طلبی و ملی گرائی در عرصهء سیاسی ایران حضور دارند،در افکار عمومی گردند
متعجب نیستم از این موضع چرا که دیواری قطور مقابل دیدگانتان است و منفعت طلبی گروهی اجازه دیدن حتی یک متر جلوتر را به شما نمی دهد . ملی گرایی که می فرمایید در حفظ منافع ملی و تمامیت سرزمینی و آزادیهای اجتماعی دیده می شود . دوستانتان که در خصوص تمامیت سرزمینی اساسا بی موضع هستند و این دیدگاه را آقای مویدزاده قرن نوزدهمی می خواند و حافظان آن را به شونیست ها نسبت می دهد ، منافع ملی نیز در برخی مواضع آنان دیده نمی شود از جمله اتفاقات اخیر ، پیش از انتخابات بارها و بارها گفتیم که حضور احمدی نژاد بر خلاف منافع ملی است و باید از ظرفیت انتخابات استفاده کرد و او را کنار زد ، مثال آوردیم که تصور کنید در یازده سپتامبر احمدی نژاد رئیس جمهور بود ، آیا می دانید چه فاجعه ای برای ایران رخ میداد ؟ گفتیم فرمانده سابق سپاه گفته است سه بار در همین سالهای ریاست جمهوری احمدی نژاد آمریکا قصد حمله به ایران را داشته ، آیا تبعات آنرا می دانید ؟ اما گویی آقایان از عالم غیب اخباری را دارند و شاید وظیفه ای که جبهه ملی در حالی که تمامی جریانها بهانه ای برای حضور در انتخابات و حذف احمدی نژاد یافتند ، جبهه ملی باید بیانیه عدم مشارکت صادر نماید . شما کجا هستید و چگونه فکر می کنید ؟ آیا این رفتارها و مواضع مطابق منافع ملیست ؟
و ده ها نمونه دیگر از این دست که بیانش سبب اطاله کلام است و برای درک چون شمایی بی فایده
در پایان نوشته تان آورده اید : من تعجب می کنم که این پژوهشگران!! در این مدت چطور نفهمیدند که حکومت جمهوری اسلامی از زمان رهبری آقای خمینی و سپس خلف ایشان ، با تمام توان حکومتی و تبلیغاتی خود در این سی سال خواسته اند که همین سازمانی را که به نظر این پژوهشگران و این حکومت ، جریانی است منفعل
بی اعتبار کنند و یا بی اعتبار جلوه دهند ولی نتوانستند؟
دوست عزیز خواب شما عمیق تر از آن است که بخواهید درک کنید و البته شاید دور بودن از ایران نیز مزید گشته تا اینگونه بیاندیشید ، تنها تلاش جمهوری اسلامی حذف چند نفر در جبهه ملی بوده است که برخی نیز به واسطه دوستانتان در درون جبهه صورت گرفته است ، حذف امیرانتظام از جبهه ملی تنها به دلیل حضور همین دوستان شماست که به ایشان بی مهابا توهین می کنند ، حتی در پلنوم پیش مخالفت های آشکاری با حضور ایشان در جبهه ملی داشتند . آیا اندیشیده اید چرا ؟ فشارهای روزافزون و کمر شکن بر شادروان پرویز ورجاوند ، وقتی فشار آقایان از داخل کمی کاسته می شد و اتهام های لازم را بدست حاکمیت می دادند تازه احضار و دادگاه برای ورجاوند آغاز میشد . زعیم هم روزانه با این موضوع مواجه بود و اتهام زنی انفعال طلبان جبهه ملی به وی سبب زندانی شدن او شد و امروز نیز برخی دیگر از جمله دکتر باوند با آن دست به گریبانند . آقایان در جلسات به رکیک ترین شکل ممکن به استاد باوند ناسزا می گفتند که چرا در جبهه ملی بیانیه ای صادر شده که از حقوق انسانی بهایی ها حمایت شده است !!!! باور نمی کردم که حساسیت و خشمی که در چهره آنان بود دقیقا با خشم جمهوری اسلامی نسبت به همین بیانیه برابری می کرد . گویی مزدشان را نداده اند به دلیل کم کاری و صادر شدن بیانیه ای اینچنینی از سوی هیئت رهبری
به هر روی ما که از جبهه ملی کنونی استعفا کردیم ، چراکه اندک آبرویی که داریم برایمان مهم است ، امروز جبهه ملی ایران سبب افتخار جمهوری اسلامی است ، چرا که با مهار آن و کنترل افراد مبارز توسط نفوذی ها و انفعال انکار ناشدنی همه جا فریاد دموکراسی می زند ! که ببینید یک جریان مخالف در ایران وجود دارد ، بینیه هم میدهد ، اما به دلیل اینکه ما دموکرات هستیم مجال بقا و کار کردن به آنان می دهیم
دوست عزیز حاضرم مرگ را به شدیدترین شکل بپذیرم اما در جایی نباشم که عمر را نه تنها بیهوده بگذرانم ، بلکه افتخاری برای دیکتاتوری موجود باشم
امیدوارم انتظار حقیقت به پایان رسد و حقیقت موجود بر شما و دوستانتان آشکار گردد

حمیدرضا خادم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 20:20  توسط بامداد  | 

نوشتاری از "حسین منتظر حقیقی"

نوشتاری که پیش روی دارید"متعلق به شخصی است به نام "حسین منتظر حقیقی"که با پرس و جو از بزرگان به تنها نتیجه ای که در رابطه با ایشان رسیدم این نکته بود که وی مدتی"در جمهوری خلق مسلمان "و سپس هم در جنبش مسلمانان مبارز(دکتر پیمان)بوده و پس از چندی هم در اروپابه سراغ جمهوری خواهان ملی می رود. یعنی یک سیر پریشان فعالیت های سیاسی.

ایشان در این نوشتارشان هرآنچه که اتهام بود و مناسب برای پرونده سازی به من و یارانم وارد ساختند که نا گفته پیداست  انجام وظیفه می کنند و درس پس می دهند. 

نوشته های او را در اینجا می آورم تا خوانندگان بدانند که چه کسی در چه جهتی گام بر می داردو ایشان با آن پرونده فعالیت سیاسی چگونه می تواند خود را اساسا مدافع جبهه ملی بداند؟

از نظر من  نوشتار او فاقد ارزش سیاسی و البته دارای ارزش امنیتی است و کاش ایشان و دوستانشان یک سازمان امنیت غیر انتفاعی با این همه تبحر اطلاعاتی تشمیل می دانند و به صورت ارگانیک فعالیت می کردند حیف است این همه توانایی را اینگونه تلف کنند.

به هر صورت امیدوارم که ایشان در کارشان موفق باشند و به آنچه که می خواهند برسند. 

اشکان رضوی

--------------------------------------------------------------------------------

من نمیدانم چه کس و یا چه کسانی برای افرادی چون نویسندهء نامهء زیر بنام آقای  اشکان رضوی و شرکاء ایشان در استعفای دسته جمعی دعوتنامهء عضویت در سازمانی را فرستاده است که اینهمه عیب و ایراد دارد، فرستاده است تا در این سازمان حضور بهم رسانند. و اکنون که  فضای سیاسی کشور تحت تأثیر مسألهء کودتا است و کسی بعنوان رئیس جمهوری در این کشور وردست کوتاگران است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 15:48  توسط بامداد  | 

شجاعت مصدق پیشکش، کمی از فتوت و جوانمردی شمشیری را داشته باشید”

شجاعت مصدق پیشکش، کمی از فتوت و جوانمردی شمشیری را داشته باشید”

 بیش از دو ماه است که از بازداشت "کورش زعیم" می گذرد.و بیش از 12 روز است که از زمان صدور قرار" وثیقه 200 میلیونی" برای آزادی وی از سوی دادگاه.

"کوروش زعیم" عضو شورای مرکزی و هیئت اجرایی و مسئول روابط عمومی،سازمانی که اکثریت اعضای آن به لحاظ مالی از قشر متمول جامعه محسوب می شوند. با همه اینها اما چه سود که این عزیزان تا کنون حاضر نشدندحتا یک گام  کوچک برای رهایی او بردارند.

 "شجاعت مصدق پیشکش،کمی از فتوت و جوانمردی شمشیری را داشته باشید."این همه ادعای تکیه زدن بر جای بزرگان تا به کی ؟

 حال که در"جبهه ملی" نه از شجاعت "مصدق"خبری است نه از جوانمردی "شمشیری" از"ملت ایران" باید یاری خواست که اینک مردی در بند است و ما وظیفه داریم برای او حتا از جان مایه بگذاریم.

 بدانید که تا دیروز "کوروش زعیم "در زندان حکومت بود،اما اینک در زندان نا جوانمردان پر مدعا .

 

اشکان رضوی

تهران- 22 شهریور 1388

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 21:1  توسط بامداد  | 

آگاهینامه جبهه ملی ایران در بریتانیا

جبهه ملی ایران در بریتانیا ضمن ابراز تاسف از کناره گیری جوانان فدارکار  دفتر پژوهش جبهه ملی ایران، این عمل را واکنشی شجاعانه و خرد مندانه به  مدیریت فعلی جبهه ملی ایران که مدت هاست  تحت نفوذ حکومت اسلامی  قرار دارد میداند.

نظر به اینکه جبهه ملی فعلی که تماما زیر نفوذ باند خنجی – حجازی به سر کردگی آقای مهدی موید زاده وحاج حسین موسویان قرار دارد که رابطه تنگاتنگشان با دستگاه های حکومتی برکمتر کسی  پوشیده است، تا کنون هیج گونه اقدامی برای پشتیبانی از قیام سبز  ملت ایران و آزادی زندانیان سیاسی از جمله کورش زعیم به عمل نیاورده است، ما نیز پس از 12 سال قطع رابطه با رهبری تحت نفوذ افراد نامبرده، از هیئت رهبری و هیئت اجرایی و تمام حامیانشان در آمریکا و اروپا اعلام برائت کرده  و به اتکای پشتیبانی هزاران نفر از جوانان آزرده از حکومت اسلامی در برونمرز به تلاش خود برای رهایی میهنمان ادامه خواهیم داد.

 

ما ازتمامی سازمان های ملی و  احزاب ملی همچون  حزب ملت ایران و همچنین شخصیت های ملی دعوت میکنیم برای نجات این سازمان مردمی به پا خیزند و خانه ی اشغال شده را باز پس گیرند.

 راه ما راه مصدق است

پیروز باد ملت دلیر ایران

 برقرار باد جمهوری ایرانی

 ۲۰ شهریور 1388 خورشیدی

 جبهه ملی ایران در بریتانیا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 13:7  توسط بامداد  | 

سخنی کوتاه با مدیر تارنمای "ملیون"!؟

بی گمان از آنچه که این روزها در رابطه با نیروهای ملی و جبهه ملی ایران در شرایط کنونی مطرح است نا آگاه نیستید و البته آن هم در شرایط ویژه میهن عزیزمان.

سالهاست که تعدادی انگشت شمار در مخالفت با تحرک و پویایی جبهه ملی ایران و جوانان شرایطی را در این سازمان یادگار مصدق بزرگ بوجودآورده اند که عملا این سازمان نه تنها تهی از احزاب میهنی و ملت گرا شده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 13:48  توسط بامداد  | 

چو بیشه ز شیر خالی گردد..........

مهندس آرش رحمانی

یکی از مشخصه های مهم جهت شناخت هرگونه دگماتیسم در یک سازمان زنده سیاسی توجه به خود انتقادی میباشد.

ضربات مهلکی که در یکصد سال اخیر ازاین ناحیه متوجه ایرانیان بوده بسیار زیاد است هرچند افراد با شجاعت از زوایای مختلفی با این تابو به مقابله پرداختند، به دلیل در اقلیت بودن هیچگاه نتوانستند رسالت خود را در جامعه ایران نهادینه کنند.

 

هرگاه یک سازمان سیاسی در شرایطی سخت قرار میگیرد به بهانه زیر فشار بودن بسیاری هرگونه انتفاد از آن را صحیح نمیدانند.در حالی که یک سازمان سیاسی آن گاه که تحت فشار قرار میگیرد میتواند کارایی و قدرت مدیریت خود را در عکس العمل به اتفاقات نا خوشایند نشان دهد.ودر صورتی که نتواند به خوبی به وقایع عکس العمل نشان دهد میتوان به ضعفهای آن پی برد و با نشان دادن آن ها و بررسی دقیق در رفع آنها کوشید.هر سازمانی که خواهان پویایی و کارآمدی است باید به این راهکار هر چند تلخ و ناگوار تن دهد.مولوی به خوبی اشاره ای دارد به نظر او تعریف و تمجید چونان خوردن شیرینی است و اگر از حد بگذرد منجر به دمل چرکینی میگردد که تنها با دشنه نقد میتوان این دمل چرکین را ترکاند و چرک ناشی از آن شیرینی را خالی نمود.

نامه عدم همکاری (نوشته شده توسط هموندان دفتر پژوهشهای هیئت رهبری جبهه ملی ایران) را میتوان یکی از همین ساختار شکنی های ضد دگماتیسم نامید.این نامه نشان از پویایی تفکر ملی دارد و نشان دهنده تعهد شاگردان مصدق بزرگ است به پویایی سازنده و لزوم مبارزه همیشگی در دو جبهه دگماتیسم و استبداد.اگر در سازمان های سیاسی با سابقه در ایران با توجه به شکاف دو نسلی بین بزرگان و نیروهای جوان شاهد هیچگونه تنشی نباشیم این نشان از ایستایی دارد و جای افتخار نیست.

اما در باب دلایل نوشتن این نامه:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 7:20  توسط بامداد  | 

میهن پرستی با ریاکاری در تضاداست

پس از حوادث انتخابات 22خرداد تا کنون شرایطی در کشور به وجود آمده، که کسانی  تا دیروز در خواب غفلت بودند و یا خود را به خواب زده بودند به هیچ عنوان حاضر نمی شدند که واقیعتهای روز جامعه ایرانی را بینند اما این واقعیت رابه ناچار پذیرفتند که تحولات شگرفی در راه خواهد و نسل کنونی ایران به دور از هر گونه هیاهوی تاریخی در پی رسیدن به خواستهای مردم سالارانه است.

این تحولات میهنی برای سازمانها و احزاب و کنشگران سیاسی مبدل به آزمونی شد که دواری رفتار آنان بر عهده ملت بود،ملتی که چندین گام همواره از تمام نخبگان و الیت های جامعه خویش جلوتر بوده و هست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 7:18  توسط بامداد  | 

بيانيه ی کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد

در آستانه ی پنجمين سالروز تاسيس

در اين بزنگاه تاريخی از سرگذشت ايران،

بين خواست آزادی سرزمين مان، و حفظ فرهنگ خردمدار و متمدن مان

رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد



 

 

 

29 اگوست، هفتم شهريور، سالروز تاسيس کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد است؛ روزی که می تواند نشان از اقدامی خجسته و مهم در تاريخ فرهنگی معاصر ما باشد. اهميت اين روز تنها به اين دليل نيست که در آن اولين نهاد بين المللی و غيردولتی ميراث فرهنگی ايرانيان بنيان گذاری شد، بلکه ـ به باور ما ـ اهميت آن بيشتر بدان خاطر است که اکنون ثابت شده که اقدام به تاسيس اين نهاد کاری کاملاً ضروری، به هنگام و به جا بوده است. زيرا درست در زمانه ای که ـ حتی به تصديق خود حکومتيان ـ ميزان زيان های وارده بر ميراث فرهنگی و طبيعی ما بيش از هزار سال گذشته بوده و اين يادگارهای گرانقدر بيش از هميشه در خطر ويرانی، چپاول، و نابودی قرار گرفته بودند، مردمانی فرهنگ دوست، با توسل به حقوق بين الملی و مفاد اعلاميه ی حقوق بشر راه حلی مدنی را برای جلوگيری از اين بيداد فرهنگی يافته و عرضه داشته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 10:29  توسط بامداد  | 

نامه خبرگزاری جبهه ملی ایران به هيئت رهبری جبهه ملی ایران

سروران ارجمند ٬استاد ادیب برومند٬ مهندس امیر انتظام٬دکتر باوند ٬دکتر رشیدی و سرلشکر فربد

از زمان تاسیس جبهه ملی ایران در سال ۱۳۲۸ ٬ همواره نامداران و نخبگان ملی در جبهه ملی ایران بوده و هستند .شخصیت هایی که رفتار و کردارشان تعریف انسانیت و جوانمردی٬امانت ٬میهن پرستی و پایداریست.از جانباختگانی چون فاطمی ٬ فروهر ها ٬ بختیار ٬ از پهلوانانی نظیر تختی تا بازرگانان ملی مثل شمشیری و لباسچی ٬از صاحب نامان لشگری چون بزرگمهر ٬ مدنی و فربد و از گنجینه هایی علمی و ادپی و دولتمردانی مانند دکتر صدقی ٬دکتر ملکی ٬ الهیار صالح و جسن صدر تا ورجاوند ٬ادیب برومند ٬ دکتر باوند و دکتر رشیدی و اسطوره های مقاومت ٬قهرمانانی همانند امیر انتظام و زعیم ٬ جبهه ملی ایران را تالاری از مشاهیر میسازند که بر سقف آن خورشید مصدق هیچگاه غروب نمیکند.

بیانیه های جبهه ملی ایران برای اعلام مواضع طرفداران حاکمیت ملی و برای ضبط در تاریخ از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و شایسته نیست که چنین سازمانی با چنین قدمت و اعتباری ٬اعلامیه هایی صادر کند که در آن غلط های املایی و انشائی بوده و بجای درج واقعیت ٬بیان صریح واقعه و تحلیل درست اوضاع ٬بیشتر حالت رفع تکلیف داشته باشد چنانکه ۲ اعلامیه اخیر صادره از سوی کمیته روابط عمومی بوده است .به گفته یکی از بزرگان :خط غلط ٬ انشا غلط ٬دیکته غلط .
ذر ضمن کمیته مذکور اعلامیه اخیر جبهه ملی ایران مورخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ در مورد "دولت سایه" , که در تمام رسانه های معتبر تصویری ٬رادیویی و اینترنتی پخش و درج شده است را تکذیب نموده است.

نظر به دو موضوع فوق و همچنین نظر به اوضاع حساس کشور و حرکات کودتایی ٬ خبرگزاری جبهه ملی ایران بیانیه های کمیته ای به نام "روابط عمومی" را تا زمان تایید این کمیته از سوی هیئت رهبری جبهه ملی ایران ٬ بی اعتبار میداند .

خبرگزاری جبهه ملی ایران
۷ شهریور ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 10:16  توسط بامداد  | 

نا گفته ها یی از ملی نما های خیانت پیشه

توضیح :

این نوشتار چندی پیش در وبلاگی که زحمت انتشار اخبار" جبهه ملی ایران" را می کشد منتشر شد و البته بنا بر پیشنهاد دوستان وبنا بر مصالحی بدون نام اینجانب.

اما بایسته دانستم که در شرایط کنونی این نوشتاردگرباره با اندکی تغییرات با نام خودم منتشر شده تا سندی باشد برای اثبات خیانت ملی نماهای جفا پیشه.

اشکان رضوی

نا گفته ها یی از ملی نما های خیانت پیشه

تاریخ ایران در گذر زمان فراز و نشیب های بسیاری را به خود دیده است که بی گمان در تاریخ کمتر کشوری در جهان می توان چنین پدیده های تاریخی را سراغ گرفت.

اما آنچه که وجه تمایز تاریخ این سرزمین با دیگر ملل می تواند باشد تلاش خستگی ناپذیر ملت ایران در طول تاریخ خود برای رسیدن به آزادی بوده و گویا واژه و مفهوم آزادی و آزادگی پیوند نا گسستنی با این ملت داشته و دارد و مردم ایران در درازای تاریخ خود برای نیل به این خواسته بر حق زیر بار هیچ گونه بیداد و ستمی نرفته و همواره حتی در اوج بیدادگری حاکمان ستمگردست از تلاش خود برای رسیدن به آزادی سرفراز زیستن بر نداشته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 10:9  توسط بامداد  | 

آيا محاکمهء سکولاريسم هم در راه است؟

جمعه گردی های اسماعيل نوری علا

 

 

کوروش زعیم" 

عليرغم زبونی و بی عملی بخش عمده ای از رهبران تشکل سياسی موسوم به «جبههء ملی ايران» که خود عضو آن بوده، توانسته است، در کنار تنی چند که برخی شان ديگر زنده نيستند، سکولاريسم را همچون خواستی راسخ در اساسنامهء آن تشکيلات بگنجاند.

-------------------------------------------------------

او فقط انديشيده و نتايج انديشه اش را بی محابا و با صدای بلند اعلام داشته است. پس، او را بايد يک «زندانی عقيدتی» دانست که رفتار حکومت با او می تواند بازگويندهء نگاه رژيم به پديدهء «زندانی عقيدتی» بوده و منظرهء نوينی را در اين مورد پيش روی ما بگشايد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 18:45  توسط بامداد  | 

عدم همکاری با جبهه ملی ایران

به نام خداوند جان و خرد

 

ریاست محترم و اعضای محترم شورای مرکزی جبهه ملی ایران

 

متاسفانه طی دو سا ل اخیر و به ویژه پس از در گذشت بزرگانی چون شادروانان دکتر پرویز ورجاوند و مهندس نظام الدین موحد گواه حرکت روز افزون جریان خزنده ای در جبهه ملی ایران هستیم که هر چند از هسته چند نفره تشکیل شده ولی ازآنجایی که به هیچ معیار اخلاقی و اصول سیاسی مصدقی پایبند نیست می تواند اکثریت اخلاق مدار جبهه ملی ایران را تحت تاثیر خود قرار دهد . این" از ما بهتران "که متاسفانه در بسیاری از مراکز تصمیم گیری آشیان گزیده اند از تمامی امکانات خود جهت تفرقه اندازی و ایستایی جبهه ملی ایران سود می جویند درست چند ی پس از در گذشت شخصیت میهنی ایران

 دکتر پرویز ورجاوند به انتشار جزوه ای سراسر دروغ می پردازند که در آن هیچ هدفی جز دروغ پراکنی وبی ارزش نمودن زحمات آن دو بزرگ جبهه ملی ایران و ستون ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 12:4  توسط بامداد  | 

اجازه نمی دهیم یک شخصیت ملی پایمال شود

 
رژیم جمهوری اسلامی خواسته هایی از جبهه ملی ایران دارد و یکی از انها این است که فردی چون کورش زعیم در راس جبهه ملی ایران فعال نباشد چرا که او عنصری شجاع و با هوش است ٬از غل و زنجیر نمی هراسد و منافع خلق را بر منافع شخصی خود ارجح میداند ٬ یعنی تمام خصوصیات یک رهبر تمام عیار را داراست و از اینروست که هر روز ضربه ای به او وارد شد و ملی نما ها دانسته و یا ندانسته ٬ در خدمت به رژیم به او اتهام سلطنت طلبی ٬همکاری با تیمرمن و همچنین بر هم زدن طرح های او چون تظاهرات در مقابل سفارت امارات برای دفاع از نام خلیج فارس ٬تشکیل جریان همبستگی و ده ها اتهام و مقاله و مصاحبه که تمام آنها در شبکه ملی نمایی زنجیره ای درج و پخش شده است و " کپی برابر اصل " در پرونده قطور زعیم در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی موجود است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 13:4  توسط بامداد  | 

اصفهان را ارزان نفروشیم !

به دنبال مرمت شتابزده و غیرفنی پل خواجوی اصفهان، گروهی از معماران جوان بنیاد معماری میرمیران با ارسال نامه های جداگانه ای به مهندس امین پور رئیس سازمان میراث فرهنگی اصفهان خواستار حفظ ارزش های بناهای تاریخی اصفهان همچون پل خواجو شدند و تاکید کردند که مبادا این ارزش های تکرارنشدنی فدای مصلحت های کوتاه مدت هزینه نمودن چند صد میلیون بودجه ناقابل شود. متن این نامه به این شرح است: طبق اخبار نشریات و اظهارات کارشناسان در هفته های اخیر عملیات موسوم به بازسازی پل خواجو زیر نظر آن سازمان محارم و توسط سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان با استفاده از ماشین آلات ساختمانی و راه سازی در جریان است. با توجه به حساسیت موضوع و ریشه های تاریخی پل خواجو خواهشمند است ضمن توقف عملیات فوق زمینه های حضور کارشناسان خبره شهر اصفهان و ایران را از طریق برگزاری سمیناری با موضوع انتخاب بهترین گزینه و روش مرمت پل خواجو مبتنی بر پایه های علمی، فنی و تاریخی فراهم نمایید تا ضمن پشتیبانی اجتماعی روشی اتخاذ گردد تا آثار تاریخی ما دچار ضایعات جبران ناپذیر نگردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 9:58  توسط بامداد  | 

ررسی تطبیقی 28 مرداد 32 و تابستان 88

گزارش پانته آ بهرامی از سمیناری در نیویورک, ٢ شهریور ١٣٨٨
۴۶ سال از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ می گذرد. برای مقایسه ای بین این کودتا و رویدادهای سیاسی تابستان ۱۳۸۸ در ایران ، سمیناری از سوی گروهی که خود را “رای من کجاست” معرفی کرده، با شرکت یرواند آبراهامیان، حمید دباشی، فیروزه کاشانی- ثابت و آرنگ کشاورزیان در نیویورک برگزار شد.24aug2009audiance

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 9:53  توسط بامداد  | 

کودتای 28 مرداد و تأثیر آن بر شعر فارسی

اسد سیف

در تاریخ هر سرزمینی حوادثی روی می‌دهد که می‌توان تأثیر آن را تا سالیان دراز در ادبیات آن کشور نیز شاهد بود. در گام‌های نخست رمان‌نویسی در ایران می‌توان امید و ناامیدی از زندگی آن دوران را بازیافت.

شهرزادنیوز: ادبیات را رابطه‌ای تنگاتنگ با تاریخ است. آنجا که تاریخ از گفتن باز می‌ماند، ادبیات لب به سخن می‌گشاید تا درون انسان‌ها، آرزوها و خیال‌های دور و نزدیک آنان را بازگوید. تاریخ با بیرون انسان‌ها، با زندگی اجتماعی آنان در رابطه است، ادبیات اما پا فراتر می‌گذارد، از هستی انسان می‌گوید و این‌که در روند تاریخ، در درون او چه گذشته است. از امیدهای سرکوب شده، از لحظاتِ نابِ زندگی، از رؤیاهای خوش و خیال‌های بی‌بدیلی که شاید هیچ‌گاه تحقق نپذیرند. به طور کلی، ادبیاتِ امروز سیمای دیگری‌ست از انسان مدرن که همگام با او در تاریخ حضور دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 9:50  توسط بامداد  | 

زعیم این اسطوره مقاومت و مبارزه

جما ل درودی " را باید از جمله سربازان بی نام و نشان جبهه ملی ایران به شمار آورد که از ابتدای تاسیس این سازمان در آن حضور فعال داشته است . یعنی از روز جمعه 22 مهر 1328 که میهن پرستان به دعوت مصدق بزرگ برای تحصن به دربار رفتند که پس از این تحصن جبهه ملی ایران پایه گذاری می شود.

 

نام و نشان مبارزات جمال درودی را می توان "در حزب زحمت کشان(مظفر بقایی)حزب نیروی سوم(خلیل ملکی)حزب سوسیالیست(دکتر خنجی)و همچنین به عنوان مسئول سازمان دانش آموزان در دبیرستان دارالفنون و کل تشکیلات دانش آموزی جبهه ملی ایران در سر تا سر کشور و "نهضت مقاومت ملی ایران" به خوبی دید. او همچنین به مدت 10 سال مسئول "پیام جبهه ملی ایران"ارگان رسمی جبهه ملی بود که به اثبات تاریخ یکی از پر بارترین دوران انتشار این نشریه می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 0:41  توسط بامداد  | 

در مورد نوشته شخصی به نام مهدی موید زاده

۱ شهریور 1388        

 

هموطنان گرامی

نوشته آقای مهدی موید زاده را که در سایت جبهه ملی آمریکا درج شده بود، با یکدنیا تاسف مطالعه کردم.
تاسف من به چند علت بود: در مرحله یکم آقای دکتر مهدی موید زاده در سطوربالای نوشته خود اشاره ای کرده اند به: « آزادی درهمه زمینه ها دارای قوانین جهان شمولی است که کم وکاست آن با معیارهای جهانی کاملا قابل ارزیابی است .دستیابی به آزادیهای مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر اساسی ترین آرمان انسان امروزی است.»
در این مورد لازم است توجه ایشان را به چند ماده از اعلامیه جهانی حقوق بشر جلب کنم:
ماده 5- هیچکس را نمی توان شکنجه کرد یا مورد عقوبت یا روش وحشیانه و غیر انسانی یا اهانت آمیز قرار داد.
ماده 10- هرکس حق دارد با استفاده کامل از تساوی حقوق با دیگران، دعوای او در یک دادگاه مستقل و بیطرف عادلانه و علنی رسیدگی شود و آن دادگاه در باره حقوق و تعهدات او، یا صحت هر گونه اتهام کیفری که به او متوجه می باشد حکم دهد.
ماده 11- 1) هر کس متهم به ارتکاب جرمی باشد، تا وقتی تقصیر او طی محاکمه علنی که در آن هرگونه تضمین ضروری برای دفاع تامین شده باشد قانوناً به ثبوت نرسد، بیگناه محسوب می شود.
ماده 21- حقوق بشر بیان می کند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 15:55  توسط بامداد  |